خانواده ی یک نفره (۱۱۷-۰۰۸)

من یک خانواده ی یک نفره هستم. امسال (سال ۹۵) در سن ۳۲ سالگی مستقل شدم و خانواده ی یک نفره ی خود را تشکیل دادم. شاید خیلی ها گمان کنند که واژه ی خانواده با صفت یک-نفره همراه نشود و ما نهایتا چیزی به این شکل نداشته باشیم، اما علت نوشتن چنین نوشتاری این است که نشان دهم، این پنداری نادرست است.

خانه یعنی محل زیستن و پسوند –واده یعنی آنچه که در این محل معطوف به این زیستن باشد. یک خانواده ی یک نفره نیز دقیقا همچون یک خانواده ی چند نفره، محلی برای زیستن دارد. عضوی دارد. آن عضو در قبال خویش و محل زیستن خود وظایفی داشته و در عوضِ این وظایف، از حقوقی بهره مند می گردد.

یک خانواده ی یک نفره همسایگانی دارد، مراوداتی دارد، ملاحظاتی دارد، ارتباطاتی دارد و تمامیت خود را مدیون این پندار در پسِ خود است که اینجا کسی به تنهایی زندگی نمی کند، اینجا محل سکونت یک خانواده ی یک نفره است.

اصلا اینکه شخصی منفردا و یا اشخاصی جمعا با هم خانواده ای را تشکیل دهند، این صرفا منوط به زیستن با یکدیگر نیست؛ این مسئله بیش از هر چیز دیگری در گرو سرسپردگی ایشان به یکدیگر و عزمشان در راستای بودن ذیل یک عنوان مشترک است: خانواده.

بگمان من در خانواده ی یک نفره، سرسپردگی فرد به خویشتن خویش بعنوان خُردترین واحد تشکیل دهنده ی اجتماع بهمراه تلاش در راستای خدمت به خانواده ی بزرگتر (جامعه ی بشری) سنگ بستر تعالی فردی و اجتماعی عضو چنین خانواده ای است.

متن انگلیسی

7 دیدگاه برای “خانواده ی یک نفره (۱۱۷-۰۰۸)

  1. تشکیل این خانواده ی پرجمعیت فکری را به شما تبریک میگم.امیدوارم سالها در کنار افکار ارزشمندتان خوشبخت باشید.شاد باش و شاد زی دوست من @):-

  2. البته باید این نکته را اضافه کنم که در خانواده ی یک نفره شما، شما تنها نیستید…! بلکه افکار جامع الاطراف شما نیز بخشی از این خانواده هست. من به نوبه خود از این رویداد بسیار خرسندم و امیدوارم تا این خانواده علمی، فلسفی و منطقی بتواند حداکثر تاثیر خود را بر جهان پیرامون خویش بگذارد.

    1. حضور دوستان خوبی چون شما برای من قوت قلب است.
      امروز داشتم به برخی موفقیت ها که اخیرا بدآن ها نایل آمده ام فکر می کردم. برایم محل اطمینان بودند و از این تفکر می توانستم که تغذیه کنم. ناگهان به خود آمدم و دیدم که مهمتر از همه ی این کامیابی های ساده، جهان بینی و معنای زندگی من است که می تواند پشتوانه ای برای ساخت دستاوردهای بزرگ و بزرگ تر باشد.
      یکی از جنبه های اصلی این جهان بینی معنی بخش، داشتن دوستانی است که حق همصحبتی بر گردن من داشته و با بودنشان کاری می کنند که بتوانم به خود افتخار کنم.
      مهرداد جانم، شخص شما در این زمره از موفقیت ها طبقه بندی می شوید.
      خرسندم که با احساس کردن خودم در پرتو نگاه یارانی همچون شما، گرم شده و به حرکت ادامه می دهم.
      تا به ابد قدردان تمامی چیزهایی که از دوستانم ستانده ام، باقی خواهم ماند و شما نیز در همان صف نخست حضوری پرجلوه خواهید داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *