اندکی درباره ی من

درود فراوان!

من “ح. الف. (دِی داد)” هستم، پژوهشگرِ فلسفه و علوم.

هدف من از ارایه ی آنچه که اینجاست، آشنا نمودن شما گرامیان با کارهایی از خودم در قلمرو پژوهش دانش و تلاش هنری بوده است.

پس آنچه که اینجا در “دی داد دات-کام” ارایه شده است مجموعه ای مشتمل بر کارهای پژوهشی اینجانب در حوزه های مختلف فلسفه و علوم است. علاوه بر نوشتارهای تخصصی، نوشته های موجود را همچنین می توان به دسته های ادبی، جهان بینانه (حکمت زندگی) و نوشتارهای پراکنده تقسیم بندی نمود.

آغاز فعالیت های پژوهشی من به سال ۷۸ (اوایل دوره ی دبیرستان) باز می گردد که در آن سال ها علاوه بر تحصیل، این افتخار را داشتم که بعنوان مسئول کتابخانه ی دبیرستان، روزگار به خوشی سپری کنم. بودن در بهشت کتابخانه بهمراهِ بهره مندی از سعادت عضویت چونان یکی از جوان ترین اعضاء “باشگاه پژوهشگران جوان ایران” در خلال یک دوره ی چهار ساله شرایطی را رقم زدند که بخواهم باقی سال های پیش رو را همچنان به امر پژوهش مشغول باشم. آنچه که بعنوان خروجی این سال های پژوهشگری هم اکنون در دست است، مجموعه نوشتارهایی است که قصد دارم در اینجا در اختیار دانش پژوهان و سایر مخاطبین عام قرار دهم.

همانطور که در بالا ذکر شد و خودِ بازدیدکنندگان گرامی نیز می توانند از فهرست های فوق بدآن دسترسی داشته باشند، نوشتارها به ۵ دسته ی موضوعی آراءِ فلسفی، آراءِ علمی، نوشته های ادبی، نوشته های جهان بینانه و نوشتارهای پراکنده تقسیم می گردند. برای دو دسته ی کلی نخست (آراءِ فلسفی و آراءِ علمی)، نوشتارها به ترتیب به ۷ و ۴ زیردسته ی موضوعی خُردتر نیز تقسیم می شوند که برای آراء فلسفی عبارتند از منطق، متافیزیک، معرفت شناسی، اخلاق، زیبایی شناسی، فلسفه ی ذهن و زبان و فلسفه ی علم. برای آراء علمی نیز این زیردسته های موضوعی عبارتند از ریاضیات، فیزیک، زیست شناسی و روانشناسی. در ذیل هر یک از این زیردسته های موضوعی، مخاطب با رسته ی دیگری مواجه می گردد که چیزی جز شماره ی مجموعه های نوشتاری اینجانب نیست که این مجموعه ها را در زبان انگلیسی “Book” و در زبان فارسی “دفتر” نامیده ام.

حوزه های پژوهشی مدنظر من تا حد زیادی وسیع بنظر رسیده و روش تحقیق من از آنچه بعنوان پارادایم “پژوهش تخصصی” یاد می شود، فاصله ای چشمگیر داشته و به رویکردهای کلاسیک نزدیک تر است. علت این مسئله در وهله ی اول به آغاز پژوهشگری من در دوران دبیرستان باز می گردد که در آن سال ها، دانش آموز با حوزه های مختلف بشکل توامان سر و کار دارد. علت دیگر آن را نیز شاید بتوان یک علاقمندی شخصی قلمداد نمود که می طلبید آن را اقناع کنم: “علاقه به پیشبرد دانش در حوزه های مدنظرم!”

از این رو در باب موضوعات پیش کشیده ی علمی نیز نوشتارها بیش تر رنگ و لُعاب فلسفه ی آن حوزه را داشته و کمتر قالب استاندارد دانشگاهی را دارند. این اجتناب از فرمت آکادمیک بشکل عامدانه ای بوده و من تمام تلاش خود را مصروف داشته ام که ذره ای به آن سمت میل نکنم زیرا که آن سبک و سیاق را در راستای هدفم نپسندیده و بیشتر از جنس ظواهر قلمداد می کنم، اینکه زیاد شاهدیم کسی مقاله ای چاپ کند اما علمی راجع به آن نداشته باشد که خروجی اش تخفیف شأن دانش و بیزار نمودن سایرین از آن است. پس من بعنوان یک پژوهشگر آزاد خرسندم که (حداقل در اینجا) مجبور نباشم نگرگاه های خود در تحقیق فلسفی – علمی را به فرمت دانشگاهی بیآلایم!

ادامه