عدم فکر نکردن (۲۰۹-۰۰۳)

برخی ها بر این باورند که نمی توان فکر نکرد. یعنی اینکه گریزی از فکر کردن نیست. ما زمانیکه که فکر نمی کنیم عملا فکر می کنیم که فکر نمی کنیم و این نوعی ادعای خودسلب کننده است.

اگرچه نمی توان فکر نکرد اما آدمی شدیدا به فکر کردن نیازمند است. وقتی می گوئیم “فکر نکردن” منظورمان فکر نکردن به هر دو شکل خودآگاه و ناخودآگاه آن است وگرنه بسیار پیش می آید که ما بشکل ارادی و خودآگاه تمرکزی بر محتوای فکر خود نداشته باشیم که در آن حالت نیز خللی در اصل مسئله پیش نمی آید و ما همچنان در حال فکر کردن هستیم!

چرا ما دوست داریم که فکر نکنیم؟ این شاید بدآن خاطر باشد که برخی فکرها بعلت جنسشان برای ما آزار دهنده هستند و یا اینکه در آن برهه ی خاص برای آرامش بیشتر محتاج خالی نمودن ذهن خود از هر گونه تصویری هستیم. از اینرو اگر فکر نکردن تا این حد خواستنی و در عین حال ناممکن است؛ حقا می بایست با تکنیکی، جایگزینی برای آن پیدا نمود.

ذهن آدمی دقیقا همچون یک تلویزیون روشن است. تلویزیونی که با عنایت به موارد فوق، “تکمه ی خاموش و روشن” ندارد. از قضا ما چونان بیننده ی این تلویزیون می خواهیم لحظاتی استراحت کرده و آن را تماشا نکنیم، پس چگونه می توان این مهم را محقق نمود؟! ساده است! با تغییر دایمی و سریع شبکه!

اگر شما به سرعت شبکه ها را درنوردید، اگرچه از بیرون بنظر می رسد که شما در حال تماشای تلویزیون هستید اما عملا شما آن را تماشا نمی کنید. بطریق اولی اگر تصاویر ذهنی خود را مداوما و با سرعت تمام بشکل ارادی تغییر دهید، اگرچه در حال فکر کردن هستید، اما عملا فرآیند فکر کردن در شما بشکل واقعی رخ نخواهد داد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *