عشق گربه ای (۱۵۸-۰۰۳)

گربه هایی که در شهرها در کنار آدمیان زندگی می کنند، همه از بدو تولد بنحوی نیمه اهلی هستند. وقتی در بوستان های سطح شهر با آن ها روبرو می شویم، در ابتدا تا حدودی محتاط و مراقب بنظر می رسند، اما نرم نرمک ترس غریزی شان ریخته و به بشر دو پا نزدیک می شوند.

تکنیک آن ها برای جلب توجه، حرکت آهسته و خرامنده، میومیوهای لطیف و کشدار و نهایتا مالیدن خود به پر و پاچه های طعمه هاست. وقتی گربه ای آدمی را طعمه ی جلب توجه خود می سازد، کمر خود را بالا آورده و با دمِ راست-ایستاده، آنقدر در زیر پاهای قربانی وول وول می خورد که سرآخر فرد مزبور را عاشق خود ساخته و او را مجبور می کند که خوراکی برای وی دست و پا کند. از این حیث گربه ها موجودات باهوشی هستند. بیش از هشتاد درصد آدمیان از چهره ی گربه ها خوششان می آید. آن ها در نظر عمده ی آدمیان موجودات زیبا، فریبا و شیرینی هستند.

میانسالی وسواسی را می شناسم که به همین طریق خام یک گربه ی خیابانی شد و این عشق آنچنان عمق پیدا کرد که متعاقبا حاضر شد بر تمامی وسواس های چنددهه ای خود پا گذاشته و گربه ی مزبور را لمس کند. این دو تا حدی با هم دوست شده اند که میانسال ماجرا از سمت خانواده ی خود تحت فشار است که همچون گذشته بهداشت را رعایت کند، زیرا اکنون آنان می ترسند که این گربه انتقال دهنده ی بیماری خاصی به او و نهایتا به تمامی آن ها باشد. گربه ها همچنین بتوسط عوام، حیوانات بی وفایی قلمداد می گردند زیرا حاضرند که برای هر تکه گوشتی خود را برای این و آن لوس کرده و بمجرد برطرف شدن خواهششان، پشتشان را کرده و دنبال کار خود بروند.

برخلاف سگ ها که خود را به صاحبانشان چسبانده و برای غریبه ها پارس می کنند، گربه ها معمولا صاحبی ندارند و به همه ی غریبه ها نیز روی خوش نشان می دهند. من خود شخصا گربه ای را ندیده ام که در خیابان دنبال صاحبش راه بیافتد، در عوض گربه ی معشوقِ زن میانسالِ وسواسی را دیدم که در خارج از حیاط خانه ی آنها، خود را به پاهای یک رفتگر می مالید و منتظر بود که از او هم آشغال گوشتی دریافت دارد!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *