جادوی حرکت قلم (۱۵۷-۰۰۳)

در افسانه های اروپایی، به کرات با واژه ی انگشتر و جادوهای مرتبط با آن روبرو می شویم. مفهوم انگشتر و یا حلقه، جایگاه زیادی در ادبیات باستانی این خطّه داشته و معمولا کارهای بزرگی از آن سر می زند.

مداوما شاهد آن هستیم که نیروهای در خدمت خیر و یا شر که همچون قهرمان ها و ضدقهرمان ها خود را متجلی می سازند، با انگشترهای جادویی خود چه ها که نمی کنند. یکی از مشهورترین راه هایی که بتوسط آن می توان از حلقه ای انتظار عمل نمودن داشت، گرداندن آن انگشتر در انگشت است. عبارت “با یک چرخش انگشتر” زیاد به گوش خورده است و آن دلالت بر امری می کند که بسادگی با یک حرکت خاص قابل انجام باشد، حرکتی که در ظاهر سترگ و ناشدنی جلوه می کند.

وقتی این افسانه ها را مرور می کنم، احساس می کنم که همه ی آن ها به دنبال بیان یک خواسته ی عمومی تمام ابناء بشر هستند؛ خواسته ای که می توان آن را قدرت نامید. این قدرت است که در تمامی آن ها اساس اصلی و عنصر تشکیل دهنده ی اسطوره است. اسطوره ی عصای جادویی، کلاه جادویی، چراغ جادو، انگشتر و غیره… گویا بشر برای نیل به خواسته های بیشمار خود همواره خواهان قدرتی بوده است که این قدرت مطلوب را به چیزهای مختلفی انتساب داده و در این جا انگشتر منظور نظر من است.

من نیز بعنوان یک پژوهشگر که وابستگی ویژه ای به قلم دارد، اسطوره ی قلم و حرکت آن را مهمترین تجلی قدرت مطلوب می دانم. قدرتی که نیل به آن اقناع کننده ی میل به مهم بودگی فوران کننده در نهاد آدمی است. تمام آنانی که افسانه ی چرخش انگشتر را گفته، نقل کرده و نهایتا نوشته اند، قدرت واقعی انگشتر را بمدد قلم جاودانه ساخته اند. با در نظر گرفتن تمامی این مسائل است که من قلم را حایز قدرت جادویی می دانم. قلمی که وقتی حرکت می کند، جادویی را رقم می زند، اندیشه ای را متلبور ساخته و نهایتا خیر عُظمی را جاودانه می سازد…

یک دیدگاه برای “جادوی حرکت قلم (۱۵۷-۰۰۳)

پاسخ دادن به س.ح لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *