کوه زندگی و اخلاق (۱۸۹-۰۰۳)

جاده ی زندگی همچون کوهی است که ما در دامنه ی آن هستیم. ما زندگان چونان مسافرانی سوار بر دوچرخه در حال طی این مسیر بوده و برخی از ما بالاتر و برخی دیگر نیز در مرتبه ای پایین تر قرار داریم. یک زندگی اخلاقی و مثبت آن دست از زندگی است که در آن ما اراده را در راستای وجدان به کار انداخته و برای بالا رفتن رکاب زنیم.

این چنین زیستنی یک زیست انرژی بر و با عنایت به تنبلی آدمی یک زیست سخت و طاقت فرسات. مثبت بودن زحمت دارد و این به مقدار خیلی زیاد مخالف تمامی قوانین حاکم بر این سرزمین است. اگر کسی اراده ی خود را به کار نیاندازد و یک زیست خنثی را برگزیند، خود به خود در اثر قانون جاذبه به سمت پایین سرازیر شده و اگرچه انرژی مصرف نمی کند اما سیر قهقرایی حرکت غریزی بر وی اعمال شده و او دیر یا زود در جایی در اعماق دره از حرکت خواهد ایستاد.

آن کس نیز که مسیر منفی غریزه را طی می کند، همچون رکاب زنی است که به سمت سرپایینی کوه در حال رکاب زدن است. در این فرد، اراده در خدمت غریزه بوده و او با سرعتی سرسام آور به سمت دره در حال فرو رفتن است. فرو رفتنی که با نوعی انهدام در انتهای کار همراه خواهد بود. تنها آنانی که افسار اراده ی خود را بر دهان اسب سرکش غرایز بسته و آن را رام کنند، خواهند توانست از این اسب سواری گرفته و با آن بالا روند. اراده کردن حقیقتا سخت است. اراده کردن زمان بر، انرژی بر و طاقت فرساست. وقتی اراده می کنیم که بالا رویم، این بالا رفتن به کندی صورت می پذیرد.

اصلا همواره بالا رفتن کند و مستهلک کننده است، برعکس پایین آمدن بسیار سریع و در لحظه فرح بخش است. انسان تنبل عمدتا به دنبال لذت حاصل از کاهلی های لحظه ای است، اما انسان کوشا به دنبال ملاقات شادی های دیرپاست، اما ضمنا چیزی به اسم شادی دیرپای بودنی نداریم. برای دیدن رخ زیبای شادی بشکل دایمی می بایست همچنان بنحوی دایمی بر رکاب اراده فشار آورد، به امید دیدن قله؛ دیدن جایی که همه چیز در زیر پاهای استوار ما قد می فرساید…

یک دیدگاه برای “کوه زندگی و اخلاق (۱۸۹-۰۰۳)

  1. آدمی به واسطه ی داشتن وجدان،بر غرایز خویش افسار می نهد.
    دی داد عزیز،به زعم بنده نیز لذت جویی ازجمله خصیصه های مشترک در تمامی بشر است و تنها رستگارانند که ره قله پیشی می کنند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *