شوس بوغ (۱۳۶-۰۰۳)

عمده ی آدمیان برای نامیدن خیلی چیزها در دنیای شخصی خود از واژگانی مجعول و اختراعی استفاده می کنند.

مثلا کسی بجای بردن نام آلت تناسلی مردانه از عبارت “شوس بوغ!” بهره می گرفت. این واژگانِ من درآوردی بنوعی در راستای هدف مهم پالایش روانی ما از تمایلات پاسخ داده نشده هستند. وقتی کسی دوست دارد که نام آلت تناسلی را به زبان بیاورد، اما بخاطر روندهای تربیتی و وجدانی خود از انجام آن سر باز می زند، ترجیح می دهد که یک نام جدید ضرب کرده و آن را در موقعیت های گوناگون در نزد خود تکرار کند، تا به این ترتیب هم از فشار روانی خود دال بر احساس نیاز در راندن آن واژه بر زبان خلاصی یابد و هم در حق وجدان خود کوتاهی نکرده باشد.

به این ترتیب می توان در ذهن خود به بدترین چیزها فکر کرد بدون اینکه بدترین احساسات را تجربه نمود. واژگان نقش مهمی در شکل گیری احساسات ما دارند. عمده ی آدمیان تمایل دارند که از منظر احساسی در جایگاه ایمنی قرار بگیرند، از این رو در انتخاب واژگان خود بسیار دقت می کنند. این دقت نه تنها در رابطه با واژگانی است که آن ها را به زبان می آوریم بلکه حتی در پیرامون آن هایی است که بتوسطشان راجع به جهان فکر می کنیم.

موارد در ظاهر متفاوت دیگری نیز که در اساس مشابهت هایی به این مسئله دارند، قابل بررسی اند؛ مثلا در خیابان زن جوانی را دیدم که کله ی گربه ای را در پارک نوازش می کرد و مداوما واژه ی “ننه!” را با لحنی خاص تکرار می کرد. این واژه در زبان فارسی و در یک ساحت فرهنگی – سنتی به معنای مادر و یا مادربزرگ است و این مسئله هیچگونه ارتباطی با یک گربه ندارد. مادربزرگ ها نیز خود عمدتا هنگامیکه نوه ها و یا سایر کودکان فامیل را ناز و نوازش می کنند، از این اصطلاح بهره می گیرند و این نیز دوباره بی ربط جلوه می کند زیرا که بچه ها باید به آن ها ننه بگویند، نه که آن ها به بچه ها.

مرد میانسالی در اتوبوس یک بچه ی شیرین و بانمک را در جلوی پدرش “پدر سوخته!” خطاب می کرد که عملا ناسزاست! همه ی این مصادیق به همان شکلی که در بالا توضیح داده شد، تجلیات احساسات ما از خلال واژگانی اساسا نامرتبط بجهت امر تخلیه ی روانی سازگار می باشند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *