تابستان خود را چگونه گذراندید؟ (۱۵۶-۰۱۰)

دیگر از نیمه ی مهرماه نیز عبور کرده ایم و حالا وقتِ پرداختن به همان موضوع انشای کلیشه ای است که در ابتدای مدرسه بتوسط معلم های ادبیات در درس انشاء مطرح می شد: تابستان خود را چگونه گذراندید؟ من شخصا به یاد ندارم که انشایی در این باب در تمامی سال های مدرسه نگارش کرده باشم. شاید هم آن را به خاطر نمی آورم که احتمالش کم است. اما دیگر نوبت خواندن انشای من است.

تابستان امسال (سال ۲۰۱۸) یکی از عجیب ترین تابستان های زندگی من بود. من همیشه عاشق تابستان بوده ام، اما عجیب اینکه بنا بر دلایلی شخصی مایل بودم که این تابستان زودتر به سَرد رسد. تابستان امسال تابستان بسیار پرمشغله ای بود. از ابتدایش پروژه ای را شروع کردم که می بایست آن را در انتهای تابستان تحویل می دادم؛ این مسئله مزید بر علت شلوغی های امسال شده بود.

نخستین روز و واپسین روز این فصل گرم امسال را خوب به خاطر دارم. روز نخست خود را درگیر فعالیت هایی کردم که از برخی از آن ها جا ماندم و روز آخر نیز در جمع دوستان به تنظیم ساعت خود به وقت جدید زمستانی مشغول بودم. تابستان امسال از نظر مالی برای من فصل خوبی بود. من کم و بیش به انجام تمامی پروژه هایی که آن ها را شروع کرده بودم، نایل آمدم.

حال روانی ام اما چندان تعریفی نداشت و چیزی جدا از این یک سال گذشته نبود. من اگرچه در مسیر بهتر شدن گام برداشته ام، اما از روزهای اوجم همچنان به دورم. شاید پایان مصایت دست ما نباشد، اما قصد دارم که بطور نمادین با پایان تابستان، پایان ۱۳ ماه رنج روانی اخیر را اعلام دارم: تنها یک پایان سمبلیک…

۱۲۳۴۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *