اختراعی به نام کتاب (۱۳۶-۰۱۰)

دنیا بدون کتاب: حقا که جای وحشتناکی است! من بر این باورم که اختراع کتاب از اختراع چرخ مهمتر بوده است. شنیده ایم که می گویند چرخ را از نو اختراع نکن. این اصطلاح دلالت بر این مسئله می کند که بایستی به جریان پیشرفت بشکل یک مسابقه ی دو امدادی نگریست.

یعنی اینکه تمدن انسانی حرکت را از جایی می آغازد که نسل قبلی در آنجا به پایان رسانده است. اگر ما بخواهیم که همواره و همواره به نقطه ی مبدا حرکت انسان بازگردیم، آنگاه حرکت چندانی را شاهد نخواهیم بود. تفاوت زندگی گونه ی آدمی با سایر گونه ها همین است. آنها درجا می زنند و ما به پیش می رویم.

اما آیا چرخ ها ما را به پیش می برند؟ خیر! کتاب ها این کار را با ما می کنند. من می خواهم به سنت فلسفی انسان را حیوان کتابخوان و کتابدار بنامم. کتاب ها چرخ هایی هستند که تمدن بشری را به جلو می رانند. هر آنچه که هر نسلی از گونه ی ما در برهه ای از تاریخ تمدن خود بدآن نایل آمده باشد، آن را با کتاب به نسل بعد انتقال خواهد داد. حتی فرمول ساخت چرخ ها توسط خود چرخ ها به نسل بعد منتقل نمی شود. این فرمول را کتاب ها برای ما ثبت و ضبط کرده و به دستان دونده ی بعدی در مسیر تکامل حیات بشری می رساند.

کتاب ها بسیار مهم اند. بدون کتاب انسان درجا می زند. گوریل ها کتابی ندارند. نهنگ ها کتابی ندارند. آنچه انسان را از غیرانسان منفک می سازد، همین چند صفحه ی کوچک است. همین چند سطر، همین چند کلمه که اندیشیده و می نویسیم و من حتی مایلم که پا را فراتر و بسیار فراتر از این گذاشته و کتاب را مساوی با دانش بشری بدانم. انسانِ بدون کتاب، انسانی بدون دانش است و شاید اصلا انسانی در کار نباشد.

۱۲۳۱۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *