قدرت گوش سپردن (۱۲۵-۰۰۳)

آن هایی که گوش نمی دهند، به احتمال زیاد خود را از بسیاری از چیزها محروم می کنند، زیرا هیچ کس دوست ندارد با کسی همکلام شود که ارزشی برای حرف های او قایل نیست. جمعی از اطرافیان من متاسفانه از این مشکل رنج می برند زیرا که نمی توانند شنوندگان خوبی باشند.

آنان مدت ها از این خصلت ناپسند خود غافل بوده اما خوشبختانه هم اکنون به آن پی برده اند ولی علت رنج بردنشان در این مسئله نهفته است که احتمالا نمی توانند کار چندانی درباره ی آن بکنند. با غور کردن در احوالات ایشان به این نتیجه رسیده ام که همه ی این عزیزان بنوعی از اختلالات اضطرابی در رنجند.

آن هایی که دچار اختلال اضطرابی فراگیر هستند، بشکل غیرارادی بیش از سایرین درگیر افکار مزاحم شده و همین مسئله آن ها را غیرمتمرکز، پراکنده و سطحی می کند. بیشتر آنانی که مضطربند، قوای تمرکز خود را از دست داده و دیگر نمی توانند به هیچ چیز مهمی توجهِ مطلوب نشان دهند، چه برسد به حرف های سایرین!

ایشان معمولا در حین حرف زدن دیگران، کمترین توجهی به چیزهایی که می شنوند، ندارند بلکه در آن زمان در نزد خود بیشتر درگیر اضطراب پیدا کردن پاسخ ها هستند. کلامشان عمدتا بریده بریده و عاری از هرگونه عمق معناشناختی است. معمولا بیش از حد درگیر تعارفات کلیشه ای شده و حتی آن ها را نیز اشتباها به کار می بندند؛ مثلا در جواب “خوبید؟!” اشتباها می گویند: “خواهش می کنم!” حتی در موردی عجیب، یکی از دانشجویان من مداوما به اشتباه در واکنش به عبارت “روز امتحان فلان کار را فراموش نکنی!” بجای جمله ی “باشه، چشم” می گفت “باشه، چند لحظه” زیرا عبارت دوم نیز از تکه کلام هایش بود ولی متاسفانه در موقعیت اشتباهی آن را به کار می برد.

هیچ چیزی زیباتر از این نیست که بتوانیم لحظاتی سکوت کرده و به طرف مقابل گوش کنیم، حرف هایش را شنیده و با پردازش آن ها به جواب های صحیح برسیم، جواب هایی که می توانیم آن ها را بدون واهمه شمرده شمرده بر لب برانیم. دوستان مضطرب من نه تنها خود با لکنت حرف می زنند بلکه شرایطی را مهیا کرده که طرف آرام نیز اضطراب شنیده نشدن حرف هایش را به جان بخرد و این حقیقتا دردآور است…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *