جان و نظریه ی کنترل (۱۲۰-۰۰۳)

در طول تاریخ انسان های بیشماری به دنبال رسیدن به معنایی از مفهوم حیات بوده اند. در زیست شناسی، حیات را بگونه ای تعریف می کنیم که در برگیرنده ی عمده ی موجوداتی می گردد که ساختار فیزیکی شان از ملکول های آلی ساخته شده است.

موجود ذی حیات موجودی است که از خود دفاع کرده، تغذیه می کند، تولیدمثل کرده و خود را از خلال این امر تداوم می بخشد. اما من در این مجال قصد ندارم که به چنین معنایی از حیات، جانداری و یا زنده بودن بپردازم. حیات از دید من نوعی کنترل است. نظریه ی کنترل در ریاضیات بخوبی می تواند چونان سنگِ بستر تعریفی از مفهوم حیات قرار بگیرد. آن چیزی حیّ و زنده است که خود را کنترل می کند.

با این تعریف شاید ماشین ها را نیز می بایست جاندار و زنده نامید زیرا آن ها نیز تحت قوانین ویژه ای خود را کنترل می کنند. اگرچه کنترل حاکم بر ماشین ها بتوسط آدمیان فراهم آمده است، اما بی شک این کیفیتِ خودکنترلگری را می توان از مصادیق بسیار بدوی و اولیه ی حیات ماشین ها دانست.

کل کره ی زمین یک اکوسیستم زنده است و حضور انسان نیز (بعنوان بخشی از این اکوسیستم) به تغییرات و تحولاتی در این نظام منتهی شده است. ما شهرهای منظم بزرگی ساخته ایم اما روح حاکم بر جهان به سمت افزایش بی نظمی است، پس ساخته شدن شهرها و تمدن، عمل کردن خلافِ این جریان غالب است.

برای ساخته شدن یک شهرِ فوق پیشرفته همچون توکیو، نظم بسیاری از مناطق دیگر جهان پیش از موقع به هم خورده است: معادن شکافته شده، جنگل ها نابود گشته، منابع بشکل بی رویه ای مصروف شده اند و این ها همگی نشانه هایی از بر هم خوردن تعادل حاکم بر اکوسیستم هستند.

این اکوسیستم زنده نهایتا خود را کنترل کرده و برای باز پس گرفتن وضعیت مطلوبش لازم است که تکان هایی به خود بدهد و یک سونامی برای نامنظم کردن حداکثری توکیو کافی است. پس همه بیائیم به جانِ جهان و تعادل حاکم بر آن احترام گذاشته تا نهایتا گرفتار خشم آن نشویم…

6 دیدگاه برای “جان و نظریه ی کنترل (۱۲۰-۰۰۳)

  1. چگونه این امر محقق می گردد در حالیکه آن نوع توسعه یافتگی تمدن(مثلا شمایل سیستماتیک توکیو) ملزوم فناوری آن ها محسوب می شود؟

  2. طبیعت بیشترین حمایت را از گیاهان دارد.و گیاهان مسیولیت هیچگونه تلاشی را در سایه ی این حمایت،به دوش نمی کشند.”سبزها”نیازمند دفاع از خویشتن نیستند و آنچه را برای دوام و ابقای آنها لازم است،به توسط طبیعت در دسترس دارند.
    فکر نمی کنید که بشر در پاره ای مواقع و با توجه به تداوم نسل خویش،(حتی غریزی) ناگزیر از نابودی بخشی از گیاهان باشد؟
    تا چه حد انسان را مجاز به این راه می دانید؟

    1. تمامی خطرهایی که برای بقاء جانوران می توان در نظر گرفت، در حال تهدید گونه های گیاهی نیز می باشند. گیاهان تنها گونه هایی هستند که می توانند فتوسنتز کرده و غذای خود را بسازند. از این رو مطالب مطرح شده در ابتدای بحث شما، اساس علمی ندارد.
      بدون گیاهان، تمامی گونه های جانوری در معرض خطر انقراض قرار خواهند گرفت… از این رو به گمان من مادامیکه دو درخت کاشته نشده است، ما حق قطع کردن یکی را نخواهیم داشت.

  3. با درود

    متاسفانه انسان تنها موجودیست که توانسته برخلاف اکو سیستم و قانون طبیعت عمل کند و نظم آن را برهم زند، همچنین تنها موجودیست که بواسطه قانون شکنی خود، آسیب های جبران ناپذیری خواهد دید، نه تنها خود بلکه سایر گونه ها به واسطه تغییر و تحولات تهدید می شوند.

    بیشترین این تغییرات بر اثر استفاده از سوخت های فسیلی ایجاد شده و متاسفانه تا مادامی که ذخایر نفتی وجود دارند بواسطه عواید سرشار آن، شرکت های حوزه انرژی تمایل چندانی برای رفتن به سمت انرژی های پاک و نوین ندارند.

    1. کاملا موافق فرمایش شما هستم.
      ما چاره ای نداشته ایم که برای بقاء خود در طبیعت دخل و تصرف کنیم، اما متاسفانه در اثر از دست دادن تعادل مسئله، اینگونه دچار معضلات زیست محیطی شده ایم، معضلاتی که بدون شک در طولانی مدت خودِ همان بقاء را به خطر خواهند انداخت.
      بگمان من در آینده، جنبش های سبز جهانی جلوی این برهم زدن اوضاع طبیعی را خواهند گرفت، جنبش هایی که در کشورهای تحت خطر شمال اروپا از قدرت بسیاری برخوردار شده اند.
      تمام این فراز و نشیب های پیش رو بشر را من به حساب نادانی آدمی گذاشته اما در عین حال او را نیز سرزنش نمی کنم زیرا که نمی دانسته و فکر نمی کرده است که اینگونه شود.
      در بازه های زمانی خیلی بزرگ، این مسائل را عملا می توان آزمون و خطاهای فرآیند رشد و تکامل آدمی دانست.
      کامیاب باشید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *