سیگنال و کردار (۱۰۷-۰۰۳)

در خیلی از دستگاه های مکانیکی که دارای جنبه های کنترل الکترونیکی هستند، شاهد آنیم که بجهت در رِنج نگه داشته شدن یک عملِ دستگاه، سیگنالی کنترلی از سمت مغز ماشین به سمت عضو درگیر آن ارسال شده و متناسب با آن سیگنال، عضو مربوطه، عمل اصلاحی را از خود بروز می دهد.

یعنی یک سیگنال، منتهی به یک کردار در ماشین خواهد شد. گاهی اوقات بسته به جنس فرآیند و ساز و کار مزبور، می طلبد که سیگنال مربوطه در بازه ی زمانی آینده، انجام عمل مطلوب را سبب گردد. به عبارت دیگر، سیگنال ارسال می گردد، اما حرکت مطلوب ماشین بشکلی همزمان دنبال نمی شود. در این مواقع، شکافی زمانی بین سیگنال و عمل مزبور مشاهده می شود و هر زمان که از نظر زمانی و سایر جنبه های کنترلی حاکم، مناسب بنظر آید؛ عمل مربوطه طبق فرمان بتوسط ماشین به انجام خواهد رسید.

این اتفاق در ماشین ها اگرچه نوعی اختراعی بشری است، اما بسیار متقارن با نوع کارکرد خودِ ماشین وجودی آدمی نیز می باشد. هستی بشر نیز به همین شکل از خود کارکرد نشان می دهد. در حوزه های گوناگون مرتبط با بشر (بویژه در بحث اخلاق) با همین ساز و کار مواجه می شویم. شما خواهان رخداد تغییری در وجود خود هستید و سیگنال های این تغییر را که همانا مبین خواست شما در زمینه ی مربوطه هستند، به سمت خود گسیل می کنید؛ اما در اکثر مواقع همزمان شاهد تغییر مطلوب نخواهید بود.

بازه ای زمانی برای حصول تغییر، لازم بنظر می رسد. سیگنال ها مخابره شده اند اما تغییرات در زمان مقتضی و با عنایت به سایر جنبه های لازم جهت حصول تغییر، به انجام خواهند رسید و خروجی فرآیند همچون کردار مطلوب، رخ خواهد نمایاند. توصیه ی من به همه ی آنانی که می خواهند شاهد تغییرات مثبت در زندگی خود باشند این است: “بی درنگ و مداوم سیگنال ها را بفرستید، کردارها در زمان مقتضی، خود به خود به انجام خواهند رسید!”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *