ابزار بحث (۰۵۱-۰۰۳)

افرادی را دیده ام که گمان می کنند مباحثه ی علمی یعنی لفاظی و اگر کسی سفسطه گر و حراف خوبی باشد می تواند در جدل با خبره ترین دانشمندان یک حوزه به پیروزی رَسد. اصلا همینکه ایشان گمان می کنند که مباحثه ی علمی محل برد و باخت است، این قسم مباحثه را با مباحثات عقیدتی – سیاسی اشتباه گرفته اند.

توصیه ای که برای صاحبنظران حوزه های مختلف دانش دارم، این است که از مباحثه با کم سوادان پرهیز کنند! مباحثه ی صحیح به مقدماتی نیازمند است و یکی از مهمترینِ آن ها سواد طرفین در حوزه ی مربوطه است. شده است که در حین بحث مجبور بوده ام که در وهله ی اول نظریه ای را به مخاطب توضیح داده و سپس بر همان مبنا نظر وی را در رابطه با مسئله ی بحث تغییر دهم. این حرکت زمان و انرژی زیادی را از من به هدر داده است. کار صحیح تر آن می بود که اصلا با فرد مزبور مباحثه ای نکنم. این وظیفه ی من نیست که به وی چیزی آموزش دهم، این خودِ وی است که می بایست رفته و مطالعه کند و اگر متوجه مسئله نگشت، آن وقت جای بحث باز است.

البته مطمئنم که عمدتا نادانان به دنبال بحثند وگرنه آنکس که بمدد مطالعات دقیق و اصولی خود به مسئله ای اشراف پیدا کند، دیگر طالب بحث در حوزه ی واضحات نبوده و خود نیک به مسئله واقف است. نادانان در حین جدل بشکل متوقعانه ای انتظار دارند که طرف دانا، اول قضیه را به آن ها آموزش دهد و سپس آن ها فکر کنند تا ببینند که قضیه ی مطروحه ی موصوفه با عقلِ نداشته و فکر کج آن ها جور در می آید یا که نه! در عمده ی موارد هم جواب منفی است زیرا چیزی که محل توجه طولانی مدت کسی نبوده باشد، به این راحتی ها به خورد جان وی نخواهد رفت.

مثل هر کار دیگری مباحثه نیز ابزار خود را می طلبد و ابزار آن تخصص علمی است. توصیه می کنم که هرگز معطّل آنانی که ابزار انجام کاری را ندارند، نشوید زیرا نمی توان با نردبانِ ادعا به کره ی ماه سفر کرد.

بعبارت دیگر شکل گیری برخی از مباحثات به دلیل سواد طرفین است که در ارتباط با یک مقوله ی جزئی با هم وارد بحث حرفه ای می شوند که نتیجه اش نیز راهگشا خواهد بود، اما برخی دیگر در اثر کم سوادی یکی از طرفین می باشد. بعنوان مثال آقایی که تخصصی در علم نداشت و مهمترین افتخاراتش در عرصه ی ورزش کشتی رقم خورده بودند، بسیار علاقمند به بحث در رابطه با اثبات ….. بود. اگرچه من در ابتدا اشتیاق چندانی به این بحث نداشتم اما در اثر اصرار خودِ ایشان ورود کردم ولی پیش از آنکه به ایشان اجازه ی صحبت کردن داده شود، وی را از ادامه ی بحث منصرف کردم زیرا صحبت در رابطه با این مسئله ی تخصصی، تخصص فلسفی – علمی می طلبد.

کسیکه وارد این بحث می شود می بایست حداقل در یکی از شاخه های فلسفه یا علوم (منطق، ریاضیات، فیزیک و…) متخصص باشد. اینگونه نیست که یک کشتی گیر بتواند از عهده ی چنین بحثی برآید. بفرض آنکه بحث هم شکل بگیرد، استدلال های ایشان چیزی جز نظرات شخصی وی و یا در بهترین حالت، براهین زهوار در رفته و رنگ و رو رفته ی قدما نخواهند بود که طرف دانا همه ی آن ها را بهتر از خود ایشان می داند.

خودِ وی قطعا مطمئن است که بهترین کشتی گیر سنگین وزن دنیا در کمتر از ۳۰ ثانیه، منِ دی داد را ضربه فنی خواهد کرد؛ پس چرا وی قایل به این نیست که من بتوانم در همین بازه ی زمانی، وی را کله پا کنم؟! اگر ایشان دانشمندی بود که به ….. اشراف داشت ولی مسئله ای برای آن لاینحل باقی مانده بود، من با کمال میل با وی مباحثه می کردم ولی یک ورزشکار که تا بحال اسم ….. نیز به گوشش نخورده در جایگاهی نیست که حریف بحث من باشد. اگر بحثی هم شکل بگیرد، در نتیجه ی مستقیم بی سوادی طرف کم سواد بحث است…

فرض کنید که منِ دی داد با این اندام نحیف در مقابل بهترین قهرمان کشتی جهان ضربه شوم و سپس در مقابل مخاطب، داور را متهم کنم که به نفع گرفته است. مسابقه دوباره برگزار شود و من در خلال چند ثانیه دوباره ضربه شوم و آنگاه باز حریف را به جرزنی متهم کرده و ادعا کنم که مرا گمراه کرده است. دفعه ی سوم نور استادیوم را بهانه کنم. دفعه ی چهارم ادعا کنم که خسته ام و یا اینکه آسیب دیده ام. دفعه ی پنجم و ششم بترتیب تماشاچیان و همسایه های بغلی مان را متهم کنم (که باز بترتیب) با همهمه هایشان و مهمانی های بی موقعشان تمرکز مرا امروز و دیروزها به هم زده اند و…

من تا کی می توانم این سلسله دلیل تراشی ها را ادامه دهم؟! در جایی طرف کاربلد دیگر حاضر نخواهد بود که با من کشتی بگیرد. علت این مسئله هم در این حقیقت نهفته است که من کاربلد نیستم. من ابزار لازم برای این مسابقه را در چنته ندارم. مجموعه ابزاری که عبارت است از ماهیچه های قوی، وزن زیاد، قد بلند، سال ها تجربه و تمرین و از همه مهمتر فنون کار! آیا ما باید طرف کاربلد را که حاضر به کشتی گرفتن با چنین عتیقه ای نیست، سرزنش کنیم یا منِ دی داد را که کشتی گرفتنم در حرّافی هایم خلاصه می شود؟!

بر اساس همین اصل است که افراد متخصص در علم را توصیه می کنم تا از مباحثه با افرادی که (نه بخاطر بد بودنشان بلکه) بخاطر سبک زندگی متفاوتشان، سررشته ای از چیزی ندارند؛ پرهیز کنید. این به نفع طرفین است. اگر کشتی گیری کاربلد، دی دادی را هفت – هشت بار ضربه کند، احتمالا دی دادِ ماجرا دیگر توانایی راه رفتن را تا پایان عمر از دست خواهد داد.

برای اَدای کلام آخر، به جدیت اول کار باز می گردم: علت شکل گیری بسیاری از بحث ها، متخصص نبودن یکی از طرفین در حوزه ی بحث است. از این بحث ها پرهیز کنید که هدف فرد کم سواد از راه انداختنشان چیزی جز خودنمایی نیست.

2 دیدگاه برای “ابزار بحث (۰۵۱-۰۰۳)

  1. دقیقا همین گونه است.در واقع این دست افراد با شنیدست هایی که از اطراف به گوش می سپارند و داده های قوی خود قلمداد می کنند ،در وهمی از تسلط،به بحث و تفلسف با دیگران می پردازند.چه دیدنی ست چهره ی ایشان پس از به دام افتادن به توسط سخنرانی دانا…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *