در ستایش قدرت فلسفه (۰۶۵-۰۰۹)

یکی از کارکردهای شگفت انگیز فلسفه، توانایی فیلسوف در دستکاری کردن تعاریف جهان است. این خیلی حیرت آور است که می بینیم، می توانیم تعاریف را جرح و تعدیل کرده و مادامیکه طرح های جدید از اندرون دارای یک سازگاری ذاتی هستند، آن ها براحتی می توانند جای تعاریف قبلی را بگیرند. این قدرت فلسفه است. فلسفه به پیش فرضی پایبند نمانده و این قدرت را دارد که از هیچ، جهانی بیآفریند در تقابل با جهان های عُرفیِ از قبل ساخته شده.

این قدرت در ریاضیات نیز خود را متجلی می سازد. در تمامی نظریه های ریاضیاتی مرتبط با اساس ریاضیات، ریاضیدان می تواند آکسیوم هایی جدید وضع کرده و یا آکسیوم هایی را حذف کند، و مادامیکه این حذف و اضافات در تضاد با یکدیگر قرار نگیرند، آنگاه ریاضیدان مزبور توانسته است که نظامی را پایه گذاری کند. اگرچه در ریاضیات این قضیه بشکل کمی و سمبلیستی رقم می خورد، اما در فلسفه این حرکت تماما کیفی و طبیعتا زبان محورانه است.

فیلسوف آفریدگاری است که جهانی می آفریند. او پیش فرض های این جهان را تبیین نموده و آن ها را در نظام خود در هارمونی با یکدیگر قرار می دهد. او کاشف جهان است. فیلسوف است که از آستینش جهانی بیرون می آورد، هنگامیکه جهان قبلی رو به انقضاء و زوال است.

۱۱۸۴۸

یک دیدگاه برای “در ستایش قدرت فلسفه (۰۶۵-۰۰۹)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *