دزدی (۲۵۱-۰۰۸)

عده ای از افراد شاغل در کسب و کارهای شخصی همچون دزدانی در لباس مبدل هستند. آنانی که تلاش دارند به هر روشی شرایطی را فراهم آورند تا تکه ای از دارایی دیگران را بکنند، کاسب نبوده بلکه می توان آن ها را مشغول در حرفه ی دزدی نامید.

مطالعات انسان شناختی نشان داده اند که انسان گونه ای کانیبالیست (همنوع خوار) است. این یعنی اینکه در برهه های قحطی، آدمی به آدمی به چشم شکار نگاه خواهد کرد. در قبایل بدوی شاهد بوده ایم که در قحطی های جدی، تیمی از انسان ها با یکدیگر متحد شده و به شکار انسان های تنها مبادرت ورزند (بقول هابز: انسان، گرگِ انسان است).

این تیم های شکارچی در جوامع مترقی تر خود را مثلا در گروه هایی متجلی کرده که با یکدیگر متحد شده و بشکلی سازمان یافته و مسلحانه به بانک ها و یا مراکز فروشگاهی دستبرد می زنند.

همه ی انسان ها آنقدر دارای روحیه ی (بشکل منفی) بی پروا نبوده که بخواهند هواپیما ربوده و یا اینکه از دیوار کاخی بالا روند، در عوض آن ها راه ساده تر را انتخاب کرده و با درآمدن به کسوت کاسبانه، آن نیاز همنوع خواری غریزی خویش را از خلال کندن های مخفی از سایر انسان ها اقناع می کنند.

دردا که این دله دزدی ها همیشه در اثر فقر رخ نمی دهد و همانطور که در بالا اشاره شد، عمده ی آن ها در اثر ارضاء یک نیاز مبهم است…

۱۱۷۶۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *