هنر، مظروف دوره ها (۱۹۷-۰۰۸)

خیلی از آن چیزهایی از دوران باستان را که ما امروزه کارهایی هنری می نامیم، احتمالا هرگز در زمان خودشان بقصد خلق اثری هنری شکل نگرفته باشند. مثلا نقاشی های حیوانات بر روی دیواره های غارها می توانسته که از اساس با آنچه که هنر قلمداد می گردد، بیگانه بوده باشد.

امروزه ما به آن نقاشی گاو نگریسته و آن را چونان اثری هنری تفسیر می کنیم اما شاید گاو مزبور و نقاشی اش بخشی از یک آیین اجتماعی بوده است. شاید آن ها این نقاشی ها را می کشیدند تا به یکدیگر بفهمانند که چه چیزی قرار است که در فصل تابستان شکار شود یا اینکه مثلا چه چیزی نبایست که شکار شود.

مرسوم است که بر روی کارت های شناسایی عکس هایی با قطعات بسیار کوچک (مثلا ۴ × ۳) می چسبانیم. این عکس ها قطعا فاقد هرگونه ارزش هنری بوده و بیشتر بخشی از یک جریان اجتماعی – فرهنگی هستند. بفرض اینکه حیاتی هوشمند از فرای زمین به این کره ی خاکی پا گذارد و یکی از این عکس ها را مشاهده کند، نزد خود فکر خواهد کرد که چه هنر مینیاتوری جذابی: گرفتن عکس از یکدیگر در این ابعاد و با آن ویژگی های خاص.

هدف من از بیان این مسئله اشاره به ظرف فرهنگی – اجتماعی یک جامعه برای تحلیل هنری است. برای فهم اینکه چه چیزی هنر است، ما علاوه بر ماهیت وجودی خود اثر، می بایست که شرایط محیطی خلق آن را نیز در نظر بگیریم. چه بسا آنچه که در ظرف مکان – زمانی خاص هنری است، در ظرف دیگری هنر تلقی نگردد و بالعکس.

یک دیدگاه برای “هنر، مظروف دوره ها (۱۹۷-۰۰۸)

  1. “خیلی از آن چیزهایی از دوران باستان را که ما امروزه کارهایی هنری می نامیم، احتمالا هرگز در زمان خودشان بقصد خلق اثری هنری شکل نگرفته باشند. “جمله ی نخست نمره ۲۰ را از همان ابتدا، به نوشتار میدهد ??

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *