کوروش هخامنشی (۱۹۵-۰۰۸)

اخیرا عده ای نادان پیدا شده اند که کوروش هخامنشی ملقب به کوروش بزرگ را بخاطر کشورگشایی هایش جنایتکار علیه بشریت لقب داده و او را در زمره ی خونخواران تاریخ تقسیم بندی می کنند! چشم گیرتر از حماقت بی حد و حصر این نادانان، ملیت ایشان است که در ضمن ایرانی است!!! این تز آنچنان پوچ و تهی است که واقعا وقت تلف کردن برای دادن هرگونه پاسخی به آن شایسته نیست اما من لازم می دانم که دو نکته ی اجمالی را در این باب عنوان دارم.

نخست اینکه مرز تمامی کشورهای دنیا با خون ترسیم شده است چه ایران و چه انیران و این مسئله ریشه در طبیعت کانیبالیست (همنوع خوارانه ی) گونه ی آدمی دارد. امید داریم که آدمی با غلبه بر این خو و طبیعتِ خود در آینده اندک اندک به سمت پاک کردن این مرزها پیش رفته و جهانی شود. همه ی ما نیک می دانیم که بهترین خودروهای ۵۰ سال قبل از بدترین خودروهای هم اکنون ضعیف ترند، اما آن زمان به دیگر خودروها ترجیح داده می شدند و حقا شاهان را نیز همینگونه می بایست که مطالعه کرد.

دوم اینکه معمولا نمی توان در باب مسایل تاریخی دهه های گذشته به درستی رایی صادر نمود چه برسد به اتفاقات ۲۵۰۰ سال قبل. پس اینکه عده ای سبک سر پیدا شوند و با قطعیت از خونخواری های کسی در آن زمان یاد کنند و در نزد خودشان خیال کنند که همچون فیزیکدانی برنده ی جایزه ی نوبل، قانونی از طبیعت را در آزمایشگاه پیدا کرده اند؛ این مسئله نشان می دهد که با حماقت خودخواسته شان، طالب شهرتی یکی دو ماهه اند.

در کل من توصیه می کنم که مخاطب آگاه وقتی برای این قشر از مفلوکان جامعه تلف نکند…

8 دیدگاه برای “کوروش هخامنشی (۱۹۵-۰۰۸)

  1. جانیان کشورهای دیگر ، قهرمانان کشور خودشانند. چنگیز هم در مغلستان پرستیده میشود. وچنگیز کبیر مینامندش. برجسته شدن این نام در چند دهه گذشته و گره زدنش با ناسیونالیسم ایرانی چیزی جز تبلیغات وسیع حکومت قبل و نیاز جامعه مذهب زده امروز نیست.
    به اعماق تاریخ برده شدیم و رسیدیم به کورش. آیا عرب هم اگر تاریخ پژوهی کند به کورش میرسد؟ ایتالیایی و بنگلادشی و ژاپنی وهندی و مصری هم به کورش میرسند؟
    آیا در فراعنه یک فرعون خوش اخلاق یافت نمیشود ؛ که کمتر کشته باشد و برده دار خوبی باشد ؟
    احتمال اینکه تاریخ همه کشورهها را مطالعه کنیم و باز به کورش برسیم مثل گشتن در همه مذاهب و رسیدن به مذهب پدریست , با احتمال شش تا جفت شش متوالی.
    کورش آنقدر غیر قابل نقد شده که حتی شما نیز با نادان خواندن مخالفین ؛ پیشدستی کرده و شمشیر از رو بسته اید.

    1. مرتضی گرامی ام، سپاس بیکران از زمانی که برای خوانش این کار اختصاص داده ای…

      اگرچه در سطح گفتگوهای روزمره ناسیونالیسم ستایش می گردد اما در سطح یک گفتمان عمیق دانش محور، اندیشمندان روی خوش به ناسیونالیسم نشان نمی دهند و این از آن جهت است که گویا این رویکرد به افتراق دایمی انسان ها از یکدیگر منتهی خواهد شد. اگر یک ژاپنی، یک آلمانی و یک ایرانی ناسیونالیست باشند، همواره نسبت به یکدیگر بدبین بوده و هر یک خود را از دیگری برتر می داند.

      ملیت چیزی جز یک تصادف محض نیست. همان ژاپنی می توانست در جای دیگری زاده شود، آنگاه دیگر ژاپنی نبود، بلکه یک غیرژاپنی می شد و بتبع آن ملیت پرستی ژاپنی ها حسابی در ذوقش می زد.

      خودِ من شخصا با هر چیزی از آن جهت که افراطی باشد، مخالفم. قاعدتا ناسیونالیسم افراطی نیز از این مخالفت من مبری نیست. البته من خود بشخصه مخالفت افراطی با ناسیونالیسم را نیز بر نمی تابم.

      ناسیونالیسم یک رویکرد عمیقا احساس محور است و از این رو می بایست که به احساس آدمیان احترام گذاشت. شاید این احساس شبیه به همان احساس آدمیان به خانواده باشد. خانواده ای که اگرچه اعضایش (همچون همسایه ها) همه انسان اند، اما برای ما گویا انسان هایی متفاوت اند…

      1. درود دیداد عزیزم .
        ممنون ام از جواب کامل و دقیقتان.
        و بر این باورم انسان اگر فقط ذره ای از گرایشهای ناسیونالیستی میکاهید و به فراملی‌گرایی یا اینترناسیونالیسم رو می آورد هرگز دچار این تفرق نبود . اتحاد تحت ناسیونالیسم فقط به کار جنگ می آید.
        ناسیونالیسم معتدل وجود ندارد , افراط در ذات ملی گراییست.
        معتدلش ,تکامل نیافته اش است که در مسیر هموار افراطی شدن یا کامل شدن است.
        و باز هم ممنون

  2. بنده تا آنجا به مطالعه ی پیشینیان معتقدم که راهگشایی(دست کم) برای تحلیل کنونی و پیش نیازی برای آتیه باشد. باری مرتضی گرامی ؛ روی سخن استاد دی داد گزافه گویی و تملق نابجا بتوسط برخی افراد کودن و متاسفانه دارای کرسی بوده و مخاطب را از اسراف زمان ارزنده خود در چنین مطالعاتی بر حذر میدارد.
    کوروش هخامنش بالمعنی الاخص چون سایر سلاطین و در خطاب عام چون سایر آدمیان حایز به خوی آدمیت است. و هر گونه افسانه سرایی در باب ایشان،نا صواب. باری آنچه تاریخ بدست داده کفه ی نیکی وی حقا وزین تر است.
    باتوجه به اشارات استاد :”بهترین خودروهای ۵۰ سال گذشته نسبت به خودروهای امروزی… “توجه شما را به سازه های تالابی تخت جمشید جلب میکنم. سازه ای که در ۲۵۰۰ سال گذشته طوری طراحی شده که آب باران را مستقیم به قنات هدایت میکند. این مثالی کوچک و ناچیز در باب اصلاحات و ایده های عمرانی آن زمان است که متاسفانه پس از گذشت ۲۵۰۰ سال یعنی ۲۵ قرن،ما امروز با مشکلات آبخیز داری و کمبود آب مواجهیم. طوریکه میبایست همان درشکه ی فسیل شده ی کوروش کبیر را بر خودرو های امروزی ارجح بدانیم….
    حال ارزیابی شما قیاس بر ایقانات است یا افکار ناسیونالیستی(؟)، خود دانید!

  3. اگر یک نفر را بکشی قاتلی
    اگر یک میلیون نفر را بکشی فاتحی
    اگر همه را بکشی خدایی

    1. درود بیکران بر فرداد عزیزم،

      از اینکه نگرگاه های ارزشمند شما را در این وب-سایت می خوانم، از صمیم قلب خیلی خیلی خرسندم…

      حضور شما باعث افتخار ماست.

  4. دی داد عزیز در اول نوشتار خود خیلی خوب تکلیف را روشن کرده ما با نادانانی طرفیم که درک درستی از کوروش، بزرگمرد این پهنه از گیتی ندارند.
    کوروش کبیر انسانی است که در ۲۵۰۰ سال پیش منشور حقوق بشر را نوشت و به آن عمل کرد. حتما محتویات این منشور را از منابع غیر ایرانی ولی اصیل بخوانید تا عظمت روح‌ و اندیشه کوروش را دریابید.
    اینکه او پادشاه ایران و فرمانده سپاهیان ایران بوده و در جنگها انسانها کشته می شدند دلیلی بر خونخوار بودن او نیست آخر فکر نمی کنید اگر او دستور مقابله و جنگ با دشمنان را نمی داد آنها بلایی که مغولها و عربها سر این ملت آوردند را بر سر مردمان آن دوران می آوردند.
    به نظر من بزرگداشت کوروش اصلا بحث ناسیونالیستی آن هم از نوع افراطیش نیست چرا که بزرگان و دانشمندان بسیاری و با ملیت های غیر ایرانی از کوروش با شگفتی و به نیکی یاد کرده و می کنند.
    نمی دانم شاید هم برخی عاشق طعم نانی که به نرخ روز است باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *