در حال دانه کردن انار (۱۹۳-۰۰۸)

در حال دانه کردن انار، همیشه شعر سهراب به یادم می آید. سهراب آرزو می کرد که محتوی دلِ انسان ها، مثل دانه های این انار آشکار بود. سرآخر هم که بقول خودش: “می پرد در چشمم آب انار، اشک می ریزم، مادرم می خندد، رعنا هم…”

گویا شاعر، پریدن آب انار در چشم را سمبل رفتار سایرین می داند که نهایتا ما را به گریستن وا می دارند، گریه ای که حتی می تواند اسباب خنده ی همان سایرین را فراهم آورد، حتی اگر ایشان نزدیکترین خویشاوندان ما باشند…

در حال دانه کردن انار یاد کتاب “در حال پوست کندن پیاز” گونتر گراس هم می افتم. آنجایی که لایه های زندگی را یکی پس از دیگری بر می داری تا محتوی آن ها را بکاوی، جالب اینکه همیشه کندن پوست پیاز منتهی به اشک ریختن خواهد شد: بنحویکه زندگی را پوست می گیری و می بینی که لاجرم در مقابل گازهای متصاعد شونده از این پوست کندن ها چاره ای جز ریزش اشک نداری…

در حال دانه کردن انار همچنین یاد دو دسته از انسان ها می افتم. آنانی که تمایلی به دانه کردن انار ندارند و آن را همانطور که می شکافند، می خورند. عده ای دیگر نیز مثل من دوست دارند که تمام آن را اول در ظرفی پر کرده و سپس با خیال راحت یکجا مصرف کنند. گویا دسته ی نخست آن هایی هستند که در حال زندگی می کنند، دسته ی دوم نیز آینده را مدنظر داشته و از این رو مضطربِ از دست دادن دسترنج های خود هستند.

کلا انار کلکسیونی از یادهاست، میوه ای که خیلی از مردم جهان حتی آن را نمی شناسند؛ دقیقا همچون خود زندگی…

2 دیدگاه برای “در حال دانه کردن انار (۱۹۳-۰۰۸)

  1. متن زیبا بود.
    ودلنشین.
    با اجازه شما اضافه میکنم :
    زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد با پوست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *