حقیقت – وجدان – آرامش (۱۹۱-۰۰۸)

در فیلم بی خوابی با بازی آل پاچینو، نور دایمی آسمان نمادی از حقیقت و بیخوابی نیز نمادی از عذاب وجدان است. جالب اینکه داستان در برهه ای رقم می خورد که سرزمین آلاسکا با آن طبیعت سختش، در دوره ی روشنایی های تابستانی است.

شاید برای آنانی که باورمند به پیروزی حقیقت باشند، استفاده از این سمبل ها بسیار هیجان بخش تلقی گردد. در سکانسی از فیلم مشاهده می کنیم که کارآگاه خاطی (آل پاچینو) تلاش می کند که تمامی پنجره های اتاقش در هتل را کور کرده تا بدین ترتیب بتواند که براحتی بخوابد.

او هرچه تلاش می کند، نهایتا درزهایی در این پوشش ها پیدا می شوند و او که بنوعی به حملات وسواس دچار شده است، حتی در اثر پرتو نور ورودی از چنین درزهای باریکی نیز بهانه ای می سازد برای آنکه بی خوابی خود را توجیه کند.

نمی توان اطاقی را بشکل مطلق تاریک ساخت و این برای نمادباورانِ تماشاگر این فیلم یعنی آنکه نمی توان با هیچ زوری حقیقت را پنهان ساخت. در پرتو تابش حقیقت، عذاب وجدان کارآگاه خطاکار سر بر می آورد و همه به نیکی می دانند که علت اصلی بی خوابی های وی عملا همین عذاب وجدان کهنه است.

جالب اینکه در انتهای فیلم هنگامیکه وی تیر خورده و در شُرُف جان دادن است، آنگاه با اعتراف به کرده ی خویش، تمایلی عجیب به خوابیدن پیدا می کند و عجیب تر اینکه او حتی قادر است که در روشنایی وسط روز و در میان آن همه هَمهَمه به خواب رود و باز این نمایانگر آرامش حاصله از آسودگی وجدان در پرتو تابش عظیم حقیقت است…

یک دیدگاه برای “حقیقت – وجدان – آرامش (۱۹۱-۰۰۸)

  1. نقدی زیبا و درست از فیلم. گمان میرود سینما گران میبایست از این هنر شما نیز بهره گیرند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *