نقطه و خط (۱۸۸-۰۰۸)

در ریاضیات، در محورهای مختصات دکارتی، چهار ناحیه وجود دارد که x و y آن ها به ترتیب مثبت و منفی می شود. در ناحیه ی سوم هم x و هم y اعدادی منفی هستند. اگر بخواهم این مسئله را با عرف مثبت یعنی خوب و منفی یعنی بد پیوند زنم، نقطه ای که در این ناحیه قرار می گیرد، بدترین وضعیت ممکن را داراست. در ناحیه ی اول همه چیز مثبت است هم x و هم y.

در زندگی خیلی پیش می آید که وقتی در برهه ای می نشینیم و سعی می کنیم که به مختصات خود پی ببریم، آن را تماما منفی ارزیابی کنیم. کسان دیگری هم هستند که در نظر ما تماما مثبت ارزیابی می گردند. اما به گمان من نقاط ارزش خاصی ندارند. نقطه یک توهم پوچ است و آنچه که از اهمیت بسزایی برخوردار است، مسئله ی خط است. در پرتو هستی خط، نقطه عدم است.

پس می توان در ناحیه ی سه بود اما این هستی را بر روی خطی داشت که با شیبی مثبت در محور زمان حرکت می کند. یعنی مهم نیست که در لحظه در چه نقطه ای هستیم، بلکه مهمتر آن است که این نقطه بر روی چه خطی قرار دارد. اگر خط وجودی ما با شیب مثبت به سمت بالا حرکت کند، در آینده ای قطعی ما در ناحیه ی یک خواهیم بود و بر عکس آن اینکه اگر در ناحیه ی یک بر روی خطی با شیب منفی باشیم، بزودی در ناحیه ی منفی ها پیدایمان خواهند کرد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *