ضدعکس (۱۷۹-۰۰۸)

(Anti-Photo)

در رویکردهای پُست مدرن هنر ادبیات با عبارتی مواجه می شویم تحت عنوان ضدرُمان. ضدرُمان می کوشد تا از هر آنچه نمونه های متداول ادبیات داستانی است فاصله بگیرد. اگر شخصیت پردازی، توجه بیش از اندازه به مسایل جامعه شناختی، تاریخی و سیاسی و نهایتا سیر روایی خطی را از خصایص رمان کلاسیک (مدرن)* بدانیم، آنگاه ضدرمان تلاش می کند که تماما عاری از این دست مسایل باشد.

با عنایت به مطلب فوق قصد دارم که از مفهوم “ضدعکس” یاد کنم. در هنر عکاسی می توان با برائت جستن از هر آنچه که عکس کلاسیک (مدرن)* نامیده می شود، یک ضدعکس تهیه نمود. البته ساختارشکنی در عکاسی نمی بایست که منتهی به ارایه ی آن چیزی شود که در تضاد همه جانبه با مفهوم عکس است.

همانطور که نمی توان یک رمان یک خطی نوشت، نمی توان یک عکس سوخته (یعنی عکسی ضدنور که لکه ی خورشید در آن بخش زیادی از عکس را روشن کرده و سایر نقاط بشکل مفرطی تیره هستند) را یک ضدعکس قلمداد نمود. صدالبته که برای تهیه ی یک ضدعکس ابتدا می بایست که مفهوم عکس را به خوبی دریافت کرد.

بگمانم بدون اشراف به تعاریف کلاسیک (مدرن)* عکاسی نتوان بر روی مفهوم پست مدرن ضدعکس کار کرد. اینکه ضدعکس چیست و چه پیغامی در دل خود دارد، مسئله ای است که می بایست با تعمق فلسفی و رعایت نکات تکنیکی بدآن نایل شد، حرکتی که من و همکارانم در حلقه ی تهران به دنبال آن هستیم.

*نکته: از آنجاییکه رمان از مصادیق هنر ادبیات مدرن است، هر جا از واژه ی کلاسیک استفاده شد، منظور اولین نمونه های این قسم هنر مدرن بود (همچنین برای واژه ی عکاسی).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *