محیط (۱۷۳-۰۰۸)

زندگی رسم خوشایندی نیست و این را از آن جهت می گویم که بخش زیادی از شخصیت ما در واکنش به شرایطی که در آن بی اراده ی خویش قرار گرفته ایم، شکل می گیرد. ما تلاش می کنیم که زنده بمانیم و مسئله ی زنده ماندن ارتباط تنگاتنگی با آن محیطی دارد که در آن رشد می کنیم.

از این رو محیط کاملا بشکل نرم و خاموشی ما را در دستان خود ورز می دهد. مهم نیست که گوهره ی وجودی تو از مرمر است یا که چه، باید چون موم در دستان این ورزدهنده ی شرایط، نرمِ نرم باشی وگرنه مرمر وجودی ات خُرد شده و در کف پای این کوزه گر ابله دهر قطعه قطعه می ریزد.

این محیط است که به ما شکل می دهد. بسیاری از خصلت های شخصیت ما تحت تاثیر محیطی است که در آن پرورش یافته ایم: آدمی در این شرایط گیر می افتد بین جبر ژن ها و جبر محیط! از یک سو ژن هایش تمایلاتی را در وی ایجاب می کنند که او می طلبد آن ها را به ظهور برساند، از طرف دیگر محیط و جبر سرد و مرموزش تهدیدگر این مجسمه ی وجودی ماست. نبوغ در این برهه ها سر بر می آورد.

آدمیان معمولی به جبر محیطی تمکین کرده و از ترس شکستن، خود را در دستان این ابله نرمِ نرم می کنند اما نابغه آن کسی است که مرمر خود را به این موم نفرت انگیز و چرب نمی فروشد. نابغه ی اصیل نهایتا در میان این وارفته ها، سفت و سخت می درخشد و دستان کوزه گر را زخم و زیلی باقی می گذارد…

یک دیدگاه برای “محیط (۱۷۳-۰۰۸)

  1. “مهم نیست که گوهره ی وجودی تو از مرمر است یا که چه، باید چون موم در دستان این ورزدهنده ی شرایط، نرمِ نرم باشی وگرنه مرمر وجودی ات خُرد شده و در کف پای این کوزه گر ابله دهر قطعه قطعه می ریزد”
    این جمله میتواند در دیالوگ دو هنرپیشه ی یک فیلم با ارزش،مستفاد گردد…
    خیلی زیبا و چابک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *