نفرینِ هوشمندی (۱۲۹-۰۰۸)

افراد متعددی را درخلال زندگی از نزدیک ملاقات کرده ام که علیرغم شایستگی هایشان، انسان های بازنده ای بوده اند. پرسشی که همواره از خود کرده ام در باب علت این مسئله بوده است که چرا عده ای تا بدین حد موجه، اینگونه در سراشیبی شکست های زندگی فروغلتیده و از پای درآمده اند.

قطعا نمی توان یک علت برای این مسئه پیدا کرد و من نیز قصد ندارم که پیچیدگی این موضوع را به یک علت فرو بکاهم، اما هدفم در این نوشتار کوتاه، اشاره به یک خصلت مشترک در تمامی این عزیزان است: آنان همگی افرادی باهوش اما تنبل بوده اند!

هوش در ملازمت با تنبلی جهنمی است که تمامی ساکنانش جزغاله خواهند شد. هوش برای افراد تنبل نفرینی است که روزگار ایشان را سیاه خواهد کرد. هوش بدون پشتکار بی شک منتهی به شکست خواهد شد.

کودک باهوش در گذر زمان متوجه خواهد شد که با یک دهم صرف انرژی در مقایسه با سایر همسالان می تواند به دستاوردهای بهتری نایل آید. همین کمتر کار کردن و در عین حال بیشتر بهره مند شدن، بخشی جدایی ناپذیر از ضمیر ناخودآگاه کودک خواهد شد. این خصلت خود را در جریان بلوغ فرد نیز حفظ کرده و خروجی اش می شود آنچه که من در بالا بدآن اشاره کردم: باهوش های تنبل.

کودک باهوش احتمالا به درجات بالایی در زندگی دچار نوعی رخوت و تنبلی شود. این تنبلی که هم جنبه های جسمانی و هم جنبه های ذهنی – روانی فرد را در بر می گیرد، شرایطی را رقم می زند که فرد اینگونه در گذر زمان به قهقراء تنزل کند.

کارهای بزرگ به درصد کمتری به هوشمندی نیازمند هستند. آنچه در ارتباط با بزرگی است، بیشتر از جنس پشتکار و عمل است. من شخصا بر این باورم که در بازه های بزرگ زمانی، آنچه که منتهی به دستاوردی سترگ می گردد؛ مقوله ی پشتکار است.

هر کار بزرگی را با یک ضریب هوشی متوسط در گذر زمان طولانی می توان به انجام رساند اما برعکس آن صادق نیست و این یعنی اینکه کارهای بزرگ با یک ضریب هوشی بالا اما در مدت زمان اندک به سرانجام نمی رسند. پس کامیابی در عمل بیش از آنکه مسئله ای همبسته با پارامتر هوش باشد، دارای وابستگی های معنادار با پارامتر پشتکار است.

فرد باهوشِ تنبل از عهده ی کاری برنخواهد آمد، زیرا برخلاف تکالیف دوران ابتدایی، کارهای بزرگ را نمی توان به سرعت انجام داد، حتی اگر باهوش ترین مردمان باشیم.

اگر کسی بخاطر هوش خود به تنبلی سوق پیدا کند (مثلا کودکی که بسرعت تکالیفش را به انجام می رساند و اگر مثلا فلان روزی نیز این مسئله محقق نشد، می تواند با لفاظی های کلامی خود را از مخمصه به در کند و نهایتا این خصلت را در خود نهادینه سازد)، در مواجهه با مسایل بزرگ زندگی تماما از جریان رقابت حذف خواهد شد زیرا که کامیابی مطلقا ربطی به تنبلی ندارد، اگرچه می تواند کاملا نامرتبط با مسئله ی هوش باشد.

سرآخر اینکه بازندگان به زعم من همین باهوش های تنبل هستند، اگرچه با قدرت هوش خود، همچنان خویشتن را فریب می دهند…

4 دیدگاه برای “نفرینِ هوشمندی (۱۲۹-۰۰۸)

  1. وقتی دلیل انجام هر واکنشی در طبیعت صرف کمترین انرژی و بیشتری آنتروپی یا بی نظمی باشد به نطر میرسد انسان به صورت رهاشده و خودبه خودی به این روش گرایش دارد. گرایش به تنبلی! مگر اینکه نیروی درونی او پیش برنده تحرک و انگیزشی در او بشود که بشود استثنا ، که بشود انگشت شمار، که ابن نیروی حیاتی فشرده شده در راهی رها شود که برای ان ساخته شده است…
    بسیار عالی بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *