بازگشت به جمعی بهتر (۱۱۹-۰۰۸)

انبان ژنتیکی تمامی موجودات زنده بنحوی ساخت یافته است که شانس بقای آن ها را در خائوس (آشوب) هستی افزایش دهد. ژن ها بیان می شوند و این بدآن معناست که از روی آن ها پروتئین هایی ساخته شده و از سرِ ساخته شدن این پروتئین ها، رفتارهایی در موجودات رقم می خورد، رفتارهایی که غایت همه شان چیزی جز بقاء لحظه ای ماشین بیولوژیکی مزبور نیست.

غریزه نامی است که بر روی این نیروی اندرونیِ حفظ بقاء لحظه ای می گذاریم. غریزه ی ما ترجمان کرداری انبان ژنتیکی ماست. هرچقدر در سلسله ی حیات به سمت طبقات فرودست پایین رویم، نقش این غریزه پررنگ تر می شود و این یعنی اینکه موجود مزبور، لحظه را بر تعالی ترجیح می دهد. از طرف دیگر رفتن به نوک این سلسله (یعنی جایگاه آدمی) شرایطی را رقم می زند که حالیت کمتر شده و در عوض تعالی افزایش یابد.

آدمی بجهت خودآگاهی هستنده در نهادش، دیگر با لحظه ی محض سر و کار نداشته و بیشتر نگاهی طولانی مدت به مسایل دارد. نگاهِ آدمی، نگاهی درازمدت است. اگر ما به دنبال بقاء لحظه ای خود (غریزه) باشیم، در طولانی مدت از بقاء درازمدت خود (وجدان) خواهیم کاست. با این توصیف بجهت حضور نیروهای بقاء-لحظه ای-جویانه در نهاد آدمی، آدمی موجودی با پتانسیل شر و شرورزی است زیرا آنچه که بقاء لحظه ای شخص را مهیا کند عمدتا در تضاد با بقاء درازمدت جمع است.

“شر” بنوعی فوران حالیت در بستر زندگی بشری است. آنچه صرفا حال من را تضمین می کند عمدتا مغایر با تعالی جمع قلمداد خواهد شد. “خیر” آن چیزی است که به بقاء درازمدت همگان منتهی خواهد شد. در ادامه شایان ذکر است که همین پتانسیل شر در نهاد بشر بوده است که سبب شده او در مواردی تنهایی را به بودن با دیگران ترجیح دهد.

سبک زندگی امروزی که ماحصل تجربه ی بشری از زیستن گروهی است، به مقدار زیادی انفراد-خواهانه و تک-گرایانه است. ما بجهت مصون ماندن از شر دیگری به سمت انزوا خویش حرکت می کنیم. این مسئله احتمالا در کوتاه مدت به نفع خودِ ماست اما این دوری گزیدن از سایرین احتمالا در طولانی مدت به ضرر همگی ما خواهد بود. زیرا نبودن در کنار دیگران ما را از پتانسیل خیر در نهاد بشر محروم می سازد. خودآگاهی تکامل یافته ی آدمی وی را به سمت خیرخواهی سوق می دهد. در یک سبک زندگی تک گرایانه، بشر از خیرِ دیگران نیز بی نصیب خواهد ماند.

با عنایت به این موارد است که من باور دارم با بودن در کنار دیگران کاملتر خواهیم بود. جریان زندگی های انفرادی، بشر را به عصرهای بدوی تکاملش تنزل خواهد داد و فرار از این تنزل زمینه ساز این خواهد شد که حال دوباره اجتماع را دنبال کند اما این بار اجتماعی متفاوت از اجتماع دوره های اولیه ی تکامل؛ اجتماعی چند سر و گردن بالاتر از اجتماعات سابق…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *