طاعون زدگان (۱۱۲-۰۰۸)

طاعون، نیوتن را نیوتن کرد! او خود اقرار کرده است که مکاشفات فلسفی – علمی آن دو سالی که از ترس طاعون مراکز دانشگاهی تعطیل شده و او نیز همچون عمده ی هم دوره ای های خود، خانه نشین بوده است؛ مهمترین دستاوردهای خویش را حاصل کرده و در هیچ دوره ای نیز همچون همان دو سالِ همه گیری طاعون؛ آثاری درخشان از خود به جای نگذاشته است.

پس طاعون هم می تواند جنبه های خوبی داشته باشد. طاعونِ یک نفر، خانواده ی اوست؛ یک نفر، کار او؛ یک نفر، معلولیت جسمانی و یا روانی او؛ یک نفر، جامعه ی او؛ یک نفر، فرهنگ او و… پس این قسم طاعون ها هم می توانند سازنده باشند. می توانند کاری کنند که بیآفرینیم. می توانند کاری کنند که بدرخشیم و بقول کوبریک فقید “لحظه ای باشند که پس از آن بفهمیم دیگر همان احمق سابق نیستیم!”

حالا ما نیوتنی هستیم که راز جهان از زبان وی شنیده می شود. اگر طاعون باعث شود که من یکجا زمین گیر شوم، اگر طاعون باعث شود که من طالب چیزی نباشم، خود را به غیرِ خود بفروشم، خودزنی کنم، نخواهم، نشوم؛ روزی نخواهد رسید که دیگران بیایند از اعمالشان عذرخواهی کرده و بخاطر قهری که ما با خود و جهانمان کرده ایم، از ما سپاسگزاری کرده و از دست رفته هایمان را به ما بازگردانند. نه! چنین روزی در کار نخواهد بود… بلکه ما طاعون زدگان باید خود نشسته و همین مسئله را در حق خود رقم زنیم زیرا که دیگران نیز خود بیچارگانی طاعونی اند…

3 دیدگاه برای “طاعون زدگان (۱۱۲-۰۰۸)

  1. راه را پای تاول زده می داند و …چشمانی که لحظه ای از تمنای افق مژه نمی زنند…
    چطور می شود تا اینقدر آهنین شد و ماند..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *