رنگِ دنیا (۰۹۷-۰۰۸)

اگر کسی چند روزی نتوانسته باشد که به درستی بخوابد، کم کم دچار حالات روان پریشانه خواهد شد. این مسئله نشان می دهد که بی خوابی یک ریسک فاکتور جدی در مقوله ی سلامت جسم و روان است. شاید برای همه ی ما پیش آمده باشد که به دلایلی مجبور بوده باشیم که یک شبانه روز کامل نخوابیم. صبح روز بعد که همگان قبراق از خواب بر می خیزند، احساسات عجیبی در ما وجود دارد که تقریبا شبیه به همان حالات روان پریشانه ی اشاره شده در ابتدای این نوشتار است.

یکی از مهمترین خصایل چنین برهه هایی (که من قصد دارم در اینجا بدآن بپردازم) مسئله ای است که من اسم “رنگ دنیا” را بر روی آن نهاده ام. در این احوال، دنیا رنگ و روی دیگری به خود می گیرد. گویا که برداشت های احساسی – ادراکی ما از جهان به رنگ زرد آغشته شده اند. انگار که از پشت لنزی زردرنگ، کاهی رنگ و یا خردلی نچسب، دنیا را نظاره می کنیم.

چهره ی آدم ها جور دیگری در نظر ما می آید. همه ی تجربه ها بشکل دگرگونه ای رقم می خورند. برداشت ما از صداها، تصاویر و رخدادها همه دگردیسه می شود. بعبارت بهتر دنیا در برابر چشمانمان رنگ می بازد. دیگر سیب ها به سرخی همیشه نیستند. رنگ آن ها به زردی می زند. برگ ها هم دیگر سبز نیستند، رنگشان همچون رنگ کاه در فصل خزان است. آسمان آبی نیست بلکه بشکل خردلی رنگ به نظر می رسد.

همه چیز زشت می شود. گویا دیگر تصاویر بدیع بوستان ها چونان گذشته نیست. همه چیز گردی از خاک بر روی خود دارد. جهان یکسره زشت و بدرنگ می شود. جالب است در ادامه بگویم که عارضه ی رنگ دنیا صرفا در روزهای پس از بی خوابی در ما به وجود نمی آید. این عارضه در حالات دیگری نیز رخ می دهد و یکی از مهمترین این حالات، زمانی است که به مصیبتی جدی گرفتار آمده ایم.

اگر بعلتی تحت تعقیب قرار بگیریم، دنیا زردرنگ می شود. اگر خطری بیرونی قرار باشد که جان ما و یا اعضای خانواده ی ما را تهدید کند، دنیا زردرنگ می شود. اگر مشکل جسمانی جدی و لاعلاجی بر ما عارض گردد، دنیا زردرنگ می شود. اگر شکستی در زندگی بر ما تحمیل شود، دنیا زردرنگ می شود. اگر خطایی از ما سر زند که مصیبتی بزرگ را به دنبال داشته باشد، دنیا زردرنگ می شود و این دنیا براحتی به دلایل بیشمار دیگری نیز می تواند در برابر چشمانمان رنگ ببازد و من متاسفم که بگویم هر یک از این مخاطرات بسیار بسیار به ما نزدیک هستند، حتی نزدیک تر از آن چیزی که در مخیله مان بگنجد.

در آن اوقات دلمان بشدت برای رنگ پیشین دنیایمان تنگ می شود. شدیدا به یاد خاطرات دوران خوش رنگی زندگی می افتیم و باور نمی کنیم که مثلا همین یکی دو روز پیش، جهان من رنگین کمانی و درخشان بود. پس باید هم اکنون قدر رنگ دنیایمان را بدانیم و در همین خوش رنگی بمانیم که در غیر اینصورت دیگر زندگی نخواهیم کرد.

2 دیدگاه برای “رنگِ دنیا (۰۹۷-۰۰۸)

  1. حقیقت را نمی دانم اما واقعیت این است که دنیا به شیرینی نبود که انتظارش را داشتیم اما شاید باورپذیری کودکانه ما قویتر از آن چیزی است که حس میکنیم، می بوییم و لمس می کنیم که هربار بهانه خیالات طفل معصوم را میگیرد.
    زردپریشانی حال انسان ها در دوران سختی نیز شاید از شدت این تفاوت و رجوع به گذشته های شیرین طبع باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *