رویه های خوب (۰۸۱-۰۰۸)

حرفِ خوب را باید به خوبی زد، کارِ خوب را باید به خوبی کرد و این ها همه نشان می دهند که خوبی چه در گفتگوها و چه در کردارها، چیزی از جنس عمل است تا ایده آل های صرفا ذهنی.

اگر بفهمیم که یک پای خوبی در عمل است، آنگاه حاضر نیستیم که بصرف توهمات ذهنی از این مسئله کاری را به انجام رسانیم. والدین سخت گیر ادعا می کنند که خوبِ فرزندشان را می خواهند و برخی از آن ها که کمی مهارت سفسطه گری نیز دارند با استناد به ضرب المثلی جهانی ادعا می کنند که: “ظالم بودن برای خوب بودن!”

این استدلال های ناقص زور می زنند که نشان دهند می توان به خوبی فارغ از مکانیسمی خوب در اجرا نایل آمد، اما خوبی نظری برای مبدل شدن به خوبی عملی به ساز و کاری اجرایی نیازمند است و این ساز و کار ارتباطی معنادار با مفهوم “اراده ی معطوف به خوبی” در نزد بشر دارد. نمی توان بدون رویه ای خوب، فکری خوب را در عمل رقم زد.

نقصان این رویه و بدتر از آن، این فهم بوده است که بشر بتوسط زور و با توسل به ظلم قصد داشته است که توهم خود از خوبی را در عمل پیاده کند.

تمامی زورگویان تاریخ ادعای خوبی و خوب بودن داشته اند و شاید جایی در کله های پوک خود گمان می کرده اند که از راه ظلم جبری می توان خوبی همه جانبه را پیاده کرد، اما که زهی خیال باطل!

خوبی از آن جنس که عملی است جز با رویه های خوب تحقق پیدا نخواهد کرد و حقا که این اصلی بی استثناست.

جهان پُر است از انسانهای خوب. اگر کسی را پیدا نکردی، خودت آن فردِ خوب باش.

یک دیدگاه برای “رویه های خوب (۰۸۱-۰۰۸)

  1. شکسپیر گفته
    خیال خوبی ها درمان بدیها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آن نیز می افزاید

    اندیشه به جز نمود، هستی مجزایی ندارد، اگر جنس اندیشه مبتنی بر موضوعی برون فردی باشه، حتماً مقوله ای به نام روند اجرا و به فعلیت در اومدن ضروری میشه. لذا خوبی زمانی ارزش اخلاقی قلمداد میشه که در جریانی همگن و موزون به خیر فعلیتی منجر بشه.
    به نکته ای بسیار خوب و دقیق اشاره فرمودید
    سلامت باشین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *