شکار و شکارچی (۰۶۷-۰۰۸)

این خیلی عجیب به نظر می رسد که در هزاره ی سوم هنوز چیزی به اسم شکار و شکارچی وجود داشته باشد. شاید شکارچیان را می بایست موجوداتی منقرض شده تلقی کرد دقیقا همچون دایناسورها! اما امروزه شکار و شکارگری دیگر برای ارتزاق انجام نمی گیرد، بلکه متاسفانه فعالیتی تفریحی محسوب می گردد و این یک درد بزرگ است.

به استثناءِ شاهان خودنما در دوره های متاخر، هیچ وقت بشر در طول تاریخ تکامل برای خوش گذرانی شکار نمی کرده است و حتی اگر می توانسته که بدون شکار به حیات خود ادامه دهد، گویا هرگز به سراغ آن نمی رفته است. غریزه ی شکارگری بخشی جدایی ناپذیر از طبیعت گونه های پستاندار گوشت خوار و همه-چیز-خوار است و اگر بخواهیم انسان را همه-چیز-خوار بدانیم، آنگاه می بایست این غریزه را در وی به رسمیت شناسیم.

اگرچه روز به روز شواهدی بیشتر در تایید نزدیکی گونه ی آدمی به نخستی های میوه خوار یافت می شود، اما در عمل گوشت خواری را می توان در این گونه مشاهده کرد. با استناد به این مسئله، افرادی پیدا می شوند که بخواهند با شکارگریِ تفریحی، پاسخی برای این غریزه ی اقناع نشده ی خود در بستر اجتماع پیدا کنند. هیچ گونه ای برای تفریح شکار نمی کند و به گمان من شکارگری تفریحی نوعی انحراف در طبیعت قلمداد می گردد که می بایست با ساز و کاری قانونی جلوی آن گرفته شود.

شخصا وقتی یک شکارچی تفریحی را از نزدیک ملاقات می کنم، گمان می کنم که در موزه ی حیات وحش بخش دیرین شناسی در حال مشاهده ی یک مجسمه ی پلاستیکی از یک دایناسور منقرض شده هستم…

2 دیدگاه برای “شکار و شکارچی (۰۶۷-۰۰۸)

  1. میشه لطف کنین این سطر رو کمی توضیح بدین؟
    پاسخی برای این غریزه ی اقناع نشده ی خود در بستر اجتماع پیدا کنند
    ممنون

    1. درود!

      منظور از این عبارت اشاره به خوی توحش طلبی آدمی است که ریشه در سایق های غریزی وی دارد که البته در جامعه ی متمدن بی پاسخ مانده و افراد راه های مختلفی برای اقناع آن به شکل سازگارتر پیدا می کنند که احتمالا شکارچی گری هم می تواند یکی از این راه ها تلقی گردد.

      سپاس بابت حضورتان…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *