جنسیت ابدی (۰۱۹-۰۰۸)

هر جامعه ای در گذر زمان به تعریفی از جنس ها نایل آمده است. اگرچه این تعاریف به درصدی ریشه در طبیعت جنس ها دارند اما به درجات بسیار زیادی محصول تصادف و بُعد جغرافیایی هستند و از همین روست که این تعاریف در مناطق مختلف، فرق می کنند.

فرهنگ ها ساخت هایی هستند که به مردمان کمک می کنند تا بدانند که در موقعیت های مختلف چه رفتاری را بروز دهند، با این تعریف، فرهنگ ها عملا کاتالیزورهای روابط انسانی در بستره ی اجتماع هستند. همین فرهنگ های تصادفی هستند که تعاریفی تصادفی از جنس ها دست و پا کرده و به خورد اعضا جامعه داده اند.

این تعاریف حقا که در گذر زمان تغییر خواهند کرد، اما پیدا می شوند کسانی که خیال کنند تعاریف جنسیتی، تعاریفی ازلی – ابدی هستند و گویا برای ایشان نقش هایی که برای هر یک از جنس ها در گذر زمان و عمدتا در اثر تصادف در یک فرهنگ رخ داده است می بایست که تا ابد تغییر نکند و صد البته که این رویکردی غلط است.

مثل هر چیز دیگری مرتبط با حیات بشری، نقش های جنسیتی نیز در حال تغییرند. این تغییرات اگرچه هم اکنون در حال شتاب گرفتن هستند اما همواره وجود داشته اند. هزار سال قبل در این کشور موی بلند برای مردان جوان خصیصه ای پسندیده بود، در دوران کودکی من خصلتی ناپسند بود، اما امروزه دوباره مُدی پسندیده قلمداد می گردد!

هدف من از این نوشتار اشاره به این مسئله است که تعاریف فرهنگ شناختی از جنسیت تعاریفی ازلی – ابدی نبوده و هر آنکس که تمایل دارد به جنسیت ابدی باورمند باقی بماند، احتمالا در مواجهه با تغییرات اجتماعی در این رابطه با سرخوردگی های متعددی مواجه گردد، سرخوردگی هایی که البته نتیجه ای جز شکستن حداکثری خود ایشان در طولانی مدت نخواهند داشت…

{فرهنگ ها ساخت هایی ازلی – ابدی نبوده و ذاتاً محصول تصادفات جغرافیایی – تاریخی هستند. این بدیهی است که فرهنگ ها در گذر زمان از یکدیگر تاثیر پذیرفته و هر کدام که ضعیف تر است عرصه را برای آن یک که قوی تر و سازگارتر است خالی کند. آنچه که اصالت دارد انسان و گونه گونی های فکری و وجدانی او در گذر زمان است، نه قالب های تهی و جَزمیت های پوچِ فرهنگ شناختی تحمیل شده به وی…}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *