افسانه ی حس ششم (۲۵۴-۰۰۴)

در رابطه با حس ششم بسیار گفته اند و شنیده ایم و خوانده ایم اما هیچ وقت نشده است که همان هایی که می گویند و می شنوند و می خوانند، این مقوله را از مسیر علمی مورد واکاوی قرار دهند، پس نتیجه آن می شود که روز به روز خرافه ها جایگاه معرفتی قوی تری پیدا می کنند. برای پرداختن به این مبحث، اول لازم است که با خودِ مقوله ی حس آشنا شویم.

آدمی ۵ حس کلی دارد: حس بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و بساوایی. البته برخی ها ادعا کرده اند که ما حس های دیگری نیز داریم مثلا حس درد. البته من درد را بیشتر شایسته ی واژه ی احساس می دانم تا حس، از اینرو در این نوشتار با اقتباس رویکردی کلاسیک، به همان ۵ حس قایل مانده و مقدمه ی بحث را می گشایم.

حس چیست؟ کانالی است نزد آدمی برای رسیدن به داده هایی در رابطه با دنیای بیرون. حس بینایی داده هایی تصویری از دنیای بیرون را در اختیار ما قرار می دهد، همینطور حس شنوایی، داده های شنوایی و غیره؛ پس بدیهی است که برای در اختیار قرار گرفتن این داده ها، منابع داده ها می بایست در تیرس و یا بعبارت فنی تر در شعاع عملکرد (Scope of Applicability) حواس ما باشند.

بعنوان مثال، یک گل که در فاصله ی سه متری است، منبع داده ای برای حس بینایی تلقی می گردد اما قاعدتا هیچ یک از حواس دیگر ما دسترسی به آن ندارند و این بدان معناست که این گل ماورای شعاع عملکرد سایر حواس است زیرا در این فاصله نه بوی گل به مشام ما می رسید، نه می توان شهد آن را چشید و نه اینکه می توان آن را لمس کرد. حال اگر این شاخه گل بتدریج از روبروی ما دور شده و در فاصله ی سه کیلومتری قرار گیرد، بطور کل از شعاع عملکرد حواس ما خارج شده و دیگر منبع داده های حسی (Sense Data) برای جسم ما (حواس ما) قلمداد نمی گردد.

حس ششم چیست؟! حسی است که برخی مدعی اند می تواند صرف نظر از مقوله ی شعاع عملکرد، داده هایی را در اختیار ما (مغز ما) قرار دهد. این تعریفی است که من آن را تعریف رادیویی حس ششم می نامم. همانطور که یک رادیو علیرغم فاصله ی زیاد خود با یک ایستگاه رادیویی و از خلال رابط (مدیوم) هوا، داده هایی را دریافت کرده و آن ها را بازگو می کند. وقتی گفته می شود که انسانی از حس ششم خود بهره می گیرد، عملا در موقعیتی قرار دارد که علیرغم فاصله ی مکانیِ ماورای شعاع عملکرد حواس آدمی (در معمولی ترین وضع خود) می تواند به داده هایی از واقعیت های بیرونی دست یابد.

مثلا در محل کار خود است اما ناگهان می فهمد که خانه اش را دزدها خالی کرده اند و سپس با پلیس تماس گرفته و گزارش این سرقت را می دهد و موفق می گردد که با همکاری پلیس، دزدها را قبل از آنکه اثاثیه اش را در بازار سرقتی ها آب کنند، دستگیر کند زیرا با کمک گرفتن از حس ششم خود در می یابد که آن ها، اموال دزدی را در انبار خیابان فلانِ محله ی بَهمان پنهان کرده اند!!! البته حس ششم با این تعریف را نبایست که با قوای پیش بینی آینده که برخی ها مدعی آنند اشتباه گرفت، زیرا حس ششم آینده را پیش بینی نمی کند بلکه از واقعیات جهان دم می زند، واقعیاتی که رخ داده و یا در حال رخ دادن هستند نه آن هایی که هنوز رخ نداده اند!!!

ادعاهای فوق به کرات توسط افراد مختلفی در جاهای مختلف بیان شده اما هنوز هیچ آزمایش مستدلی وجود آن ها را اثبات نکرده است. برخی ها حتی پای را فراتر گذاشته و سعی کرده اند که با نظریاتی شبه-علمی که همه ریشه در فهم نادرست و یا غرض ورزانه ی علوم رایج دارند (بویژه فیزیک، نظریه ی کوانتوم و یا فیزیک امواج و فرکانس ها) حس ششم را موجه جلوه دهند و اساس علمی برای آن دست و پا کنند. در این باره ادعاهای ….. و جادوگران هم که کودکانه تر از آنیست که بخواهیم وقت خود را مصروفشان داریم.

از دید من چیزی به اسم حس ششم موجودیت واقعی ندارد. حس ششم یک واژه است. این واژه ماهیتی مستقل ندارد، بلکه نامیدن دوباره ی چیز دیگریست. دقیقا مثل اینکه بجای زرافه بگوییم: “شترگاوپلنگ!” حس ششم یک حشو قبیح کلامی است. در نهاد آدمی امکانی است برای استنتاج ناخودآگاه و غیرارادی داده ی جدید از داده های موجود که برخی آن را به خطا حس دیگری می نامند اما همانطور که در بالا در تعریف حس بیان شد، این نمی تواند که یک حس جدید باشد زیرا داده ای از دنیای بیرون را بلاواسطه و بدون دخل و تصرف ذهن در اختیار آدمی قرار نمی دهد.

{کشوی یک میز، یک تفنگ مخفی شده، لکه های خون بر کف اطاق، صدای ناله از داخل کمد و…؛ حس ششم کارآگاه هولمز می گوید: “یک زخمی تیرخورده داخل کمد اطاق است!}

2 دیدگاه برای “افسانه ی حس ششم (۲۵۴-۰۰۴)

پاسخ دادن به HB لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *