نمایشِ مهم بودگی (۱۷۳-۰۰۴)

کودکان موجوداتی هستند که شدیدا علاقمند به دیده شدن و در مرکز توجه واقع گشتن هستند. بسیاری از حرکات کودکان اولا و بالذات در راستای اقناع چنین غریزه ایست. این غریزه، غریزه ی کارآمدیست زیرا بقای آدمی را تضمین نموده است. کودکی که با گریه کردن محل توجه والدین قرار می گیرد، بدین وسیله به آنچه که خواهان آن است، می رسد و این دست چیزها عمدتا مشتمل بر نیازهای پایه ای وی می باشند.

همینکه کودک بزرگ تر می گردد و به قوای تکلم مجهز می شود، یاد خواهد گرفت که راه های دیگری نیز برای نیل به خواسته هایش وجود دارد و یکی از مهمترین این راه ها، راه گفتگوست. آنجاست که کودک و پس از آن فرد بزرگسال برای رسیدن به خواسته های خود کمتر به ابزار جلب توجه و یا حتی ترحم متوسل می گردد بلکه همین کارکرد را از ابزارهایی دیگری که در خلال تکامل خویش بدان ها مجهز گشته است، دنبال خواهد کرد.

میل به مهم بودن، میل مهمی است. میلی است که در خیلی از آدمیان بزرگ، پیشبران ناوگان زندگی آن ها بوده است. من این میل را می ستایم و از همگان درخواست دارم که تلاش کنند که این میل را در خود بشکل صحیحی پرورش دهند. پرورش سازگار این میل و اطفای صحیح آن عمدتا در گرو تلاش فرد جهت مفید واقع شدن است زیرا کمتر کسی است که در این قضیه شک کند که مهم بودن بعبارتی همان مفید بودن است.

اما افرادی نیز که مراحل تکامل شخصیتی خود را بشکل درستی از سر نگذرانده اند نیز پیدا می شوند که متاسفانه به دنبال اقناع این میل از جهات دیگری هستند، یکی از این جهاتِ نادرست، جهت جلب توجه نمودن است. فرد، همانند کودکی که برای بهره مند شدن از توجه والدین به کارهای نمایشی دست می زند مثلا گریه یا بغض می کند؛ سعی می کند تا با رفتارهای اغراق آمیز و توجه برانگیز که غایتی جز نمایشگری ندارند، مهم بودن خود را برای دیگران اثبات کند.

این را من نوعی پاسخ ناسازگار (و حتی مرضی) در راستای اطفاء یک میل طبیعی می دانم. این رویکرد حقیقتا نتیجه ای جز فرسایش روانی فرد مزبور و ناکامی وی نخواهد داشت.

یک دیدگاه برای “نمایشِ مهم بودگی (۱۷۳-۰۰۴)

پاسخ دادن به بهرانی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *