بحث برای بحث (۰۹۳-۰۰۴)

یکی از آفاتی که معمولا در مباحثات درگیر آن می شویم چیزی نیست جز “بحث برای بحث”. این نوع از مباحثات عملا اتلاف وقت هستند زیرا چیزی غیر از خود را دنبال نمی کنند. یک بحث هدفمند و غایتمند آن دست مباحثه ایست که در آن بحث برای چیزی بالاتر از خود انجام می پذیرد، یعنی هدف از بحث کردن، خودِ فعل بحث کردن نیست بل فعل آموختن است.

مباحثه برای آموختن آن دست مباحثه ایست که در آن برنامه هایی نزد افراد درگیر برای پیگیری در آینده شکل می گیرد. نفرات درگیر در مباحثات اصیل و هدفمند هر کدام بدین ترتیب به راه حلی چونان یک برنامه برای تغییر رویکرد خود به جهان در حداقل ترین شکل ممکن نایل می آیند. اما متاسفانه باید اذعان کرد که عمده ی افراد حتی داناترین ایشان وقت زیادی از زندگی خود را هدر این دست مباحثات نااصیل می کنند.

سابق بر این گمان می کردم که انسان ها پس از رسیدن به سن پیری بسیاری از خصایل منفی خود را از دست داده و بشکل مثبتی متعادل و متکامل می گردند، اما با رویت تعداد زیادی از افراد مسن و کهنسال که درگیر بحث های عبث و پوچ می شوند، بدین نتیجه رسیدم که شخصیت فرد در این امر نقش بسیاری ایفا می کند و این یعنی اینکه آدمیان دانا مشمول این اصلند و با گذر زمان داناتر می گردند در حالیکه افراد نادان هر چه زمان بگذرد در پلشتی های وجودی خود بیشتر فرو رفته و بعبارتی خرفت تر و غیرقابل تحمل تر می گردند.

این انسان های غیرقابل تحمل هستند که همچنان در سنین بالا به مباحثه های عبث با یکدیگر و علی الخصوص با افراد جوان تر از خود مشغول می گردند و از بحث انتظاری ندارند جز بحث؛ پارتیزان هایی که جانب حق را رها کرده و از موضع و غرور نخ نمای خود جانبداری می کنند؛ کوته فکرانی که بحث برایشان وسیله ی نایل آمدن به هدف نیست بل خودِ هدف است…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *