کذابی وسواسی – جبری (۰۴۲-۰۰۴)

افراد با استعداد در رویاپردازی و تخیل متاسفانه ممکن است به مغاک دروغ گویی پرتاب شوند. این گونه از افراد زندگی و جریانات آن را عاری از جذابیت های کافی و وافی ارزیابی می کنند و بتبع آن در جزئیات جریانات رخ دهنده در دنیای اطراف دخل و تصرف کرده و سعی می کنند که اتفاقات بی رنگ این جهان را بصلاحدید خود رنگ آمیزی کنند.

این دسته از افراد اگر ذاتا انسان های نیک و شریفی باشند قطعا دروغ هایی نخواهند گفت که هستی دیگران را به خطر اندازد اما همین دروغ گویی های تفننی در طولانی مدت هستی خودشان را به باد خواهد داد. دروغگوهای جبری که معمولا به این دسته تعلق دارند بشکل وسواس گونه ای دروغگو هستند و این یعنی اینکه دروغگویی برایشان، راه خلاص شدن از یک سری فشارهای روانی است.

این افراد معمولا در گذر زمان بتوسط دروغ گفتن قادر بوده اند که استرس های خود را خالی کنند و یا خود را از مهلکه های این چنینی به در کنند و این حرکت (دروغگویی) بعنوان یک پاسخ آموخته و تقویت شده، بنوعی به مکانیسم های دفاعی روان ایشان در تقابل با هیجان های منفی زندگی مبدل گشته است. این دروغگویان حتی اگر جزء باهوش ترین مردمان باشند، بمرور زمان آگاهی خود نسبت به این جریان دروغگویی نهادینه شده در عمیق ترین لایه های وجودی خود را از دست داده و در سرزمین عجایبی که خود برای خود خلق کرده اند گم خواهند شد.

در این احوال فرد حتی گذشته ی خود را بخوبی به یاد نمی آورد و در محیط های مختلف شخصیت های متفاوتی با تاریخچه های مختلفی پیدا می کند و آنچنان یکپارچگی شخصیت خود را از دست می دهد که جز با دروغگویی بیشتر نخواهد توانست این تکه پاره ها را بشکل موقتی در کنار هم سوار کند. تنها راه نجات از این معضل که شاید نمی توان انتظار داشت که به یکباره از آن به در شود، اهتمام دایمی فرد برای راستگو بودن است. فرد می بایست بجای اجازه دادن به قوه ی تخیل خویش در دستکاری واقعیات در گام اول این اصل را پذیرا باشد که جهان واقع، جهان تخیل نیست و تخیلات را می بایست در قصه ها بکار انداخت زیرا که حقایق از رویاها مهمترند. در روایت هایی که ما از جهان برای خود و سایرین نقل می کنیم، اصل صداقت یکی از مهمترین اصول رایج است.

فردی که از ناهنجاری کذابی وسواسی یا بعبارتی همان دروغگویی جبری رنج می برد می بایست این اصل را در آغوش کشد و بداند که بجای تمرکز بر رنگ آمیزی می بایست بر روی عکسبرداری از جریانات جهان متمرکز گردد؛ یعنی اینکه شادی را در پایبندی هر چه بیشتر به جزئیات واقعی جهان بداند و سعی کند که با ارایه ی تعریفات دقیق از خصایل رویدادها از احساسات ناخوشایند خود در رابطه با اتفاقات به در شود. اشاره به این نکته نیز حایز اهمیت است که طول درمان این بیماران معمولا به درازای زمان وجود بیماری و گسترش آن در نهاد ایشان است.

اگر کسی مبتلا به دروغگویی جبری بمدت بیش از ده سال بوده است، حداقل ده سال زمان لازم است که فرد بتواند سبک زندگی مرضی خود را با سبک سالم جایگزین کند. تمرین دایمی راستگویی (البته مبتنی بر سیاست و نه راستگویی غیراخلاقی و بی تدبیر) راه حل موثری است که تداعی کننده ی روش های CBT روان درمانی است. فرد همچنین با تغییر نگرش های خود به جهان و پذیرش راستگویی بعنوان یک بخش از نظام ارزشی خود قادر خواهد بود که بشکل گام به گام در تمرین راستگویی به درجات بالا رسد. سیستم تشویق و تنبیه شخصی نیز تکنیک راه گشایی است.

توصیه ی من به این دوستان آغازش هر چه سریعتر در بکار انداختن جریان راستی و راستگویی در زندگی شخصی و اجتماعی شان است. این اگرچه در بدو امر سخت بنظر می آید اما هرچه زمان بگذرد، تعهد عمل به آن آسانتر خواهد شد. در این مسیر پراصطکاک و سربالایی که فرد با آن روبرو میگردد، نکاتی چند می تواند طی این طریق را تسهیل نماید:

یک) این افراد از آنجاییکه به شکل افراطی دروغگو هستند، گمان می کنند که برای راستگو بودن نیز می بایست بشکل افراطی رفتار کرده و بنحوی افراطی راستگو شوند که این رویکرد سیاه و سفید صحیح نیست. برای راستگویی به شکل پیوسته می بایست از سرحد دروغ به سرحد راستی حرکت کرد. یعنی اینکه فرد بیمار کم کم و در خلال زمان از میزان دروغگو بودن خود کاسته و بر میزان راستگو بودن خویش بیافزاید.

دو) میتوان با دوستان صمیمی و فهیم در رابطه با مشکلمان بشکل صادقانه گفتگو کنیم! یعنی اینکه فردی که بشکل جبری دروغ می گوید، دوستان خود را از این امر مطلع کند و بدین سان از نقش کنترلی آن ها برخوردار گرد.. این قضیه همچنین منتهی به کاهش استرس فرد و کمتر شدن میزان انحراف و تمایلش به سمت دروغگویی خواهد شد.

سه) فرد بیمار باید بداند که سکوت کردن در مقابل پرسش های دیگران حق وی است و او می تواند در رابطه با سوال هایی که تمایلی به پاسخ دادن به آنها ندارد سکوت کرده و یا بشکل مودبانه ای از عدم تمایل خود در رابطه با پاسخ دادن به آنها با فرد پرسشگر صحبت کند. قاعدتا سکوت کردن بسیار بهتر از دروغ گفتن است.

چهار) فرد یاریخواهی که به دروغگویی وسواسی – جبری مبتلاست، می بایست بشکل دیپلماتیکی پاسخ های هوشمندانه به پرسش های سایرین داده و بجای توسل به مسیر دروغ که در بدو امر سهل تر بنظر می آید به سیاست متوسل شده تا بتواند شرایط را مدیریت کند و نهایتا با بیان کردن سخنانی عمومی همواره مسیر توجیه را برای حرف های خود باز نگه دارد. این نوع از منش سیاسی اگرچه در ابتدا سخت و انرژی بر بنظر می آید اما در طولانی مدت منافع فرد یاریخواه را تضمین خواهد کرد.

پنج) فرد یاریخواه می بایست با تغییر الگوهای شناختی خود و رسیدن به این درک که دروغگویی اگرچه سود کوتاه مدت (چه مادی و چه غیرمادی) برای وی داراست، اما در طولانی مدت بشدت به منافع وی آسیب خواهد رساند. این فرد با فهم این قضیه که دروغگو نمی تواند برای همیشه به همگان دروغ بگوید، می بایست تلاش کند که منافع لحظه ای را به نفع منافع طولانی مدت و پایدار قربانی کند و سیاست راستی و راستگویی را پیشه ی خود سازد.

شش) در موارد خیلی حاد می توان از مشاور و دارودرمانی های توامان با روان درمانی با کمک افراد یاری رسان نیز بهره جست.

هفت) از این جهت که این افراد عمدتا از خانواده هایی هستند که والدین آنها پذیرش خطای کودکان خویش را برنمی تابیده اند و یا خواهران و برادرانی داشته اند که فرد مزبور را بخاطر آنچه که بوده است مورد تمسخر قرار می داده اند، این دسته افراد استراتژی دروغ را برای بهره بردن از جایگاهی محبوب در خانواده برگزیده اند، پس کمک خانواده ها امری حیاتی در این زمینه قلمداد می گردد.

در آخر نوشتار جا دارد که بیان شود، اکثر افرادی که از این موضوع درعذابند، افرادی هستند که در برهه هایی آسیب های جدی عاطفی – روانی دیده اند و از آنجاییکه زندگی عظمت و ارزش خود را در نظر ایشان از دست داده است، آن ها بدین طریق در صدد انتقام گرفتن از جهان و جریانات درون آن هستند و با دست بردن در احوالات جهان (به ظن خود) از آن کین ستانی می کنند؛ لذا تلاش درمانگرانه برای این افراد می بایست از خلال اجازه دادن به ایشان برای طی مراحل جریان سوگواری طبیعی بخاطر از دست رفته هایشان باشد. اگر فردی از عذاب حمل این بار سنگین رها شود، دیگر تمایلی به دروغگویی نخواهد داشت…

یک دیدگاه برای “کذابی وسواسی – جبری (۰۴۲-۰۰۴)

پاسخ دادن به میلاد بارده لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *