شوقِ مرگ (۰۴۰-۰۰۴)

آدمی هنگامیکه به پیری می رسد، بهمان شکل که خیلی از غرایز وی رو به زوال می گذارند و در وی کمرنگ می شوند، شوق به زندگی نیز در وی زایل می گردد و این بدان معناست که فرد دیگر تمایلی به ادامه ی زندگی ندارد.

اگر با افراد سالمندی که از جریان زندگی خود راضی بوده اند وارد گفتگو شوید، متوجه خواهید شد که بنوعی شوق مرگ در تمامی آن ها مشهود است؛ یعنی ایشان آرزو دارند که جریان بودن برای آن ها بشکل مطلوبی به پایان رسد قبل از آنکه اتفاق وحشتناکی برایشان در این جهان رقم بخورد. این احساس را نباید در آن ها با آروزی مرگ یا هلاکت که در افراد جوانِ افسرده حادث می شود، یکی دانست.

در افراد افسرده ما با نوعی اشتیاق بیمارگونه به مرگ (Death Wish) مواجه هستیم که ماهیتا با شوق مرگ در افراد سالخورده (Death Desire) کاملا متفاوت است. در افراد سالخورده ای که رویکردهای ….. نسبت به جهان پس از مرگ ندارند و زندگی برای آن ها صرفا جرقه ایست مابین دو تاریکی؛ شوق مرگ بمراتب بیشتر است.

فرد سالمند هنگامیکه رسالت خود را تمام شده ارزیابی می کند و گمان می کند که دیگر کاری برای به انجام رساندن ندارد، حال منتظر پایان داستان زندگی خود می نشیند و دوست دارد که این پایان بشکل شکوهمندی رقم بخورد و مرگ باعزتی نصیب وی گردد. معمولا افرادی که در کهنسالی به مرگ طبیعی از دنیا می روند؛ بنوعی این مرگ آرام و با عزت (Death in Peace) را تجربه می کنند.

فیلم مادر ساخته ی علی حاتمی (۱۹۸۹) بخوبی شوق مرگ بانوی سالخورده ای را که در زندگی رسالت خود را به انجام رسانده به تصویر می کشد، بانویی که حتی با مرگ و نبودنش، دوستیِ دوباره ای را در میان بازماندگان رقم می زند…

یک دیدگاه برای “شوقِ مرگ (۰۴۰-۰۰۴)

  1. مرگ ترسناک که نیست بلکه زیباست.بویژه آن دسته از “رهایی” ها که در دیگران تأثیر می کنند…

پاسخ دادن به س.ح لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *