لایه های زبان (۱۹۴-۰۱۰)

دقیقا همچون یک میوه، زبان انسان نیز دارای سه لایه ی اصلی هسته، گوشته و پوسته است. هر یک از این لایه ها ادبیات خاص خود را داشته و انسان این امکان را دارد که یک پیام یکسان را به هر یک از این زبان ها درآورده و آن ها را انتقال دهد.

زبان آگاهی و روانشناسی زبان گرا (۱۲۶-۰۱۰)

ایده ای که زیگموند فروید در نظریه ی روانشناختی خود مطرح می کند، ایده ی ناخودآگاهی است. آنچه که دستاورد فروید در روانشناسی نامیده می شود، نظریه ی روانکاوی است. مسئله ی ناخودآگاهی را می توان سنگ بستر و یا حتی ستون فقرات نظریه ی پسیکوآنالیز او دانست. این ایده اگرچه بسیار مهم است اما از جانب سایر نحله های مهم تاریخ علم روانشناسی مورد حمله قرار گرفته است.

فراسوی زبان (۲۷۶-۰۰۹)

چرا چیزها گاهی دورتر از حد معمول خود بنظر می رسند؟! من از ابتدا چنین احساس غریبی را گاه و بیگاه در حین نگریستن به اشیاء تجربه کرده ام. مثلا در حال نوشتن هستم اما پس از دقایقی بنظرم همه چیز خیلی خیلی دورتر از آن فاصله ای که یقیین دارم قرار دارند، بنظر می رسند.

مصداق و مفهوم (۲۷۴-۰۰۹)

یکی از حوزه های جذاب فلسفه ی زبان، شاخه ی معناشناسی است. این شاخه نه تنها در وادی فلسفه بلکه در برخی از حوزه های علم همچون زبانشناسی و یا علوم کامپیوتر نیز مورد مطالعه قرار می گیرد. یکی از سرفصل های مهم این حوزه، مسئله ی مصداق و مفهوم است.

فرگشتِ آگاهی (۰۴۷-۰۰۹)

مغز چیزی نیست، جز یک ارگان. آنچه منتهی به تکامل این ارگان در خلال دوره ها گشته است، مسئله ی حیات آدمی و حفظ بقاء این گونه بوده است. از این رو این دور از ذهن نیست که این ارگان تماما در خدمت حفظ بقاء آدمی در تنازعات این-جهانی باشد. نکته ی جالب توجه اینکه فرآیند تفکر نیز بمدد همین عضو حیاتی رقم می خورد پس این جای تعجب ندارد که مغز ما ناخواسته ملاحظات بقاء را بر تمامی تفکرات اعمال کرده و گاه و بیگاه بجای دغدغه ی حقیقت، دغدغه ی مصلحت و بقاء داشته باشد.

زمینه ی زبان شناسی علمی و فلسفه ی زبان (۰۲۷-۰۰۱)

آشنایی با سطوح مختلف زبان برای رسیدن به درک بهتری از مفهوم زبان حایز اهمیت بسیار زیادی است. در راستای نظریه پردازی در رابطه با فلسفه ی زبان نسبت به درک ماهیت این پدیدار، قبلا به ارایه ی توضیحاتی پرداختیم که توضیح دوباره ی آن ها را صلاح نمی دانیم، از این جهت ادامه ی بحث از انتهای مباحثات قبلی را در این نوشتار حاضر، ارایه می کنیم.

زبانِ بی فرهنگ (۲۰۸-۰۰۸)

زبان و فرهنگ بده بستان های عمیقی با یکدیگر دارا هستند بنحویکه شاید نتوان وجود یکی را بدون دیگری متصور شد. از این رو در راستای آموزش زبان های خارجی می بایست به ملاحظات فرهنگی قایل بود و این یعنی نمی توان زبانی را یاد گرفت بدون اینکه بخواهیم خود را در اتمسفر فرهنگی آن زبان غرق کنیم.

قدرت زبان عوام (۲۰۴-۰۰۸)

اگرچه عمده ی مسایل مرتبط با عوام نکوهیدنی است اما چیزهای اندکی از ایشان را در مواردی می توان ستود. یکی از این  دست موارد نادر ستودنی در رابطه با ایشان، قدرت زبان آن ها در برخی مسایل است. این زبان که عوام آن را در ارتباط با مسایل عامیانه ی روزانه بکار می بندند، از پیشینه ای دراز برخوردار بوده و از سر این تاریخ طولانیِ خود، این شانس را پیدا کرده که همه جانبه مورد چکش کاری و بهینه سازی قرار بگیرد.

ارتباط تفکر و زبان (۰۰۶-۰۰۱)

افلاطون می گوید: هنگامیکه ذهن در حال تفکر است، عملا در حال گفتگو با خودش است. از این جمله ی باارزش میتوان به ارتباط بسیار نزدیک مقوله ی زبان و تفکر پی برد. در حال حاضر قرار نیست که به سمت مکتب فلسفه ی تحلیلی رفته و یا اینکه به توصیفات زبان بپردازیم. تنها چیزی که بدان بسنده می کنیم این است که زبان یکی از ابزارهای تفکر است و خود همه ی تفکر نیست.