ورزش نازیبایی اندام (۰۹۱-۰۱۱)

آیا اندام بدنسازان و آنانی که ادعا می کنند مشغول به ورزش زیبایی اندام هستند، حقیقتا زیباست؟ من اینگونه فکر نمی کنم. این بدن های ورم کرده و ماهیچه هایی که همگی شان کاملا منفک از یکدیگر بشکل افراطی بیرون زده اند، مشمول هیچگونه تعریف تخصصی زیبایی نخواهند بود. کافی است که نگاهی به شاهکارهای هنری دوره ی رنسانس از اندام های برهنه داشته باشیم.

شالوده شکنی (۰۷۱-۰۱۱)

در رویکردهای پساساختارگرایانه ی فلسفی (بویژه فلسفه ی قاره ای با خاستگاه کشور فرانسه در قرن بیستم و حتی بیست و یکم) با اندیشه های شفافی روبرو نیستیم و احتمالا خود فیلسوفان نیز قادر نبوده اند بفهمند که فردی مثل دِریدا دقیقا چه گفته است.

زیبایی شناسی توتولوژیایی (۰۶۴-۰۱۱)

یکی از منتقدین پیگیر آثارم، کارهای ادبی بنده را مورد نقد قرار داده و ایراد داشته اند که این کارها چیزی به مخاطب نمی افزایند. بعبارتی بر این باور بوده که این کارها دچار نوعی همانگویی هستند و عملا نهایتا آن چیزی را نتیجه می گیرند که در ابتدا بعنوان مقدمه عنوان کرده اند. از این رو در نظر ایشان کار من دچار یک تسلسل بی فایده بوده، در همانجایی به پایان می رسد که از آن شروع کرده و این دور و حلقه ی پوچ خروجی ملموسی جز غمناکی، تاریکی و سردی ندارد.

پسانوگرایی (۰۰۳-۰۱۱)

مدرنیسم برای سنت در زمان خودش نوعی آنتی تز محسوب می شد. سپس بعلت شایستگی های اصلی این رویکرد به جهان، این مدل فکری در جایگاه تز نشسته و دیگر حقانیت خود را فارغ از هرگونه مواجهه با هر رویکرد دیگری پیدا نمود.

آرت، ذِ سِیویِر (۰۹۹-۰۱۰)

هنر، منجی است. این گزاره را مدت هاست که برهم نهاده و حساب زیادی روی آن باز کرده ام. من از کودکی شیفته ی هنرها بودم. این شیفتگی بیشتر خود را در هنر نقاشی متجلی می نمود اما من نهایتا به سمت و سوی هنر ادبیات رفتم و تقریبا یک چهارم تمام زمانم را به نوشتن اختصاص دادم، نوشتارهایی که می توان آن ها را در ژانر علمی – ادبی تقسیم بندی نمود، دقیقا شبیه به نوشتارهای لُرد برتراند راسل (فیلسوف – دانشمند برنده ی جایزه ی نوبل ادبی) که وی را الگوی خود می دانم.

در باب سبک و قیمت آن در وادی هنر (۳۰۳-۰۰۹)

خوشبختانه چند وقتی است که خبرهای خوشی در حوزه ی هنر در این برهه از زمان به گوشمان می خورد. حراجی آثار هنری در تهران توانسته است که به رکوردهای قابل توجهی در عرصه ی فروش آثار هنری (هنر تجسمی مدرن و معاصر) نایل آید. واقعا این خبر مسرت بخشی است که می بینیم و می شنویم که یک تابلو نقاشی با قیمتی قریب به نیم میلیون دلار به فروش می رسد.

اُمانیسم دیالکتیکی (۲۰۷-۰۰۹)

کارل مارکس فیلسوف شهیر آلمانی بر این باور بود که هگل به حقیقت جهان پی برده است اما متاسفانه همه چیز را بر کله اش استوار ساخته و حال این رسالت اوست که این کاخ اندیشه ی وارونه را بر روی پاهایش (جهان مادی) قرار دهد (ماتریالیسم دیالکتیکی)، نه آن طریقی که هگل بر ایده های کلان انتزاعی قرار داده بود (ایده آلیسم دیالکتیکی). مارکس خود از گروه هگل گرایان جوان بود.

نقد یک هنرمند تجربی (۱۶۸-۰۰۹)

اخیراً با کارهای هنرمند جوانی با نام آقای “س. م.” آشنا شده ام که خود را هنرمندی تجربی می دانند. وقتی کسی خود را تجربی می نامد، این نامیدن دلیل دارد و آن در این دوره زمانه یعنی اینکه فرد مزبور تحصیلات آکادمیک در زمینه ی هنر ندارد و جالب اینکه نداشتن تحصیلات آکادمیک در حوزه ی هنر دقیقاً همان چیزی است که از هنرمند راستین انتظار می رود.

قضاوت های زیبایی شناختی (۵۵__۴۱_۰۲۹-۰۰۱)

علل قضاوت های زیبایی شناختی انسان ها را می بایست جایی در سطح ژن ها مورد جستجو قرار داد. قضاوت های زیبایی شناسانه معمولا همان تجلیات خواست های ژنی ما هستند. انسان هر آنچه را که در راستای اقناع نیازهای ژنتیکی خود مساعد بیاید، زیبا می خواند و بالعکس.

ایرادی از سمبولیسم (۲۳۲-۰۰۸)

کبوتر موجودی پرخاشگر است. چند ساعت مشاهده ی این پرندگان، این مسئله را به نیکی به ذهن مخاطب متبادر می کند. اگر به رفتار این موجود دقت کنید، خواهید دید که هیچ کبوتری اجازه ی نشستن کبوتر دیگری را بر روی سطح تصاحب شده ی خودش نمی دهد.