التهاب اقتصادی: باغ بی برگی و بازار بی ثباتی (۱۴۹-۰۱۰)

ارزش پول ملی ایران در یک سال گذشته یک پنجم شده است. این مسئله نوعی فاجعه ی اقتصادی است. تمام دارایی های نقدی مردم به میزان هشتاد درصد کاهش یافته است. در این التهاب بازار، عده ای انگشت اتهام را به سمت دیگران دراز کرده و علت بالا رفتن قیمت ارزهای خارجی را تمایل مردم به خرید آن ها می دانند.

فلسفه ی کسب و کار (۱۳۰-۰۱۰)

یکی از شاخه های فلسفه ی کاربردی که من علاقه ی زیادی به آن دارم، شاخه و حوزه ی فلسفه ی کسب و کار است. در حین تدریس این دوره و برگزاری کارگاه های خصوصی مرتبط با آن، فلسفه آموزان جنبه هایی از تفکر عمیق را در باب فعالیت ها و فرآیندهای کسب و کار (بشکل عمومی) و یا کسب و کار شخصی شان، بروز می دهند. این حقیقتا قابل توجه است که می بینیم یک مدیر که همگان وی را انسانی اجرایی (Doer) می دانند، لحظاتی چند درگیر تفکر عمیق در باب حرفه ی خود شود.

برند چیست؟ (۱۲۹-۰۱۰)

نگاه من به مسئله ی برند همواره یک نگاه سیستماتیک بوده است. تعریف سیستم، تعریف مشخصی است. مجموعه ای از اجزاء که در همکاری با هم و ضمن ارتباطات درونی و رفت و برگشتی شان، هدف مشخصی را دنبال می کنند. با این تعریف، برند نیز یک سیستم است که از اجزای خاص خودش تشکیل یافته است.

بده بستان های برندی (۱۲۸-۰۱۰)

سازمان های معظمی وجود دارند که مدیران برند شده ای در آن ها مشغول به فعالیت هستند و صدالبته این دو هیچگونه تضادی با یکدیگر ندارند. اما با این وجود استراتژی برخی شرکت ها به این شکل است که نگذارند مدیری در آن ها برند شود. مثلا شرکت فلان (یک شرکت ایرانی خوشنام) هرگز و هرگز اجازه نمی دهد که مدیرانش خارج از آن اعتباری برای خود کسب کنند.

نکاتی چند درباره ی ایرانیان (۱۲۴-۰۱۰)

ایرانیان مردمان خوش چهره ای هستند. این نظر من بعنوان یک ایرانی نیست، بلکه اکثر دوستان غیرایرانی من مکررا بر این موضوع تاکید کرده اند. البته تمامی ملیت ها افراد خوش چهره دارند، اما عموم ملیت های جهان چهره ی ایرانی ها را بالاتر از متوسط جهانی (از بابت زیبایی) ارزیابی می کنند.

پابرهنه ها (۱۲۲-۰۱۰)

آلبرت آینشتاین در سال ۱۹۲۱ (یعنی تقریبا سال ۱۳۰۰ تقویم ما) مفتخر به دریافت جایزه ی نوبل در رشته ی فیزیک از بابت پدیده ی فوتوالکتریک شده است. سال ۱۳۰۰، ما در اواخر عصر قاجار به سر می بُردیم. ده سال بعد از این، در سال ۱۳۱۰، یک سیاح و باستان شناس اروپایی به نام آقای «اشمیت» به ایران سفر کرده و عکس هایی از مناطق مختلف و مردمان شهرهای گوناگون ایران گرفته است.

بهبود (۱۱۹-۰۱۰)

این روزها اوضاع بحرانی جامعه بر کسی پوشیده نیست. همه از پیر و جوان، مرد و زن، کوچک و بزرگ، فقیر و غنی می دانند که چه در این کشور در حال رخ دادن است. اما عده ای همچنان در حال اطلاع رسانی در باب وخامت اوضاع هستند. ایشان از صبح که بیدار می شوند تا شب که بخوابند، وظیفه ای جز اطلاع رسانی راجع به مصیبت های جامعه برای خود متصور نیستند.

ثروتمندان جهان سومی (۱۰۸-۰۱۰)

ثروتمندان کشورهای جهان سومی رفتارهای عجیب و غریب خاصی از خود بروز می دهند. {نکته: عبارت جهان سومی در اینجا معنی فنی و تخصصی خود را نداشته و شکل عام آن مدنظر من است و آن شکل دلالت کننده بر هر کشوری است که یا توسعه نیافته و یا اینکه در مسیر توسعه یافتگی خیلی خیلی در ابتدای راه است.} عرض کردم که این ثروتمندان کارهای نابالغانه ای از خود نشان می دهند.