سختگیری مخرب است (۱۰۶-۰۱۱)

سختگیری در حق خویشتن نتیجه ای جز خسران ندارد. افرادی هستند که ادعا می کنند که در مقابل خود سختگیر بوده و نتیجه نیز گرفته اند. من هم در ۲۰ سال گذشته کم نسبت به خود سختگیر نبوده ام، اما اکنون که نگاه می کنم می بینم سختگیری آدمی را خسته می کند و وقتی کسی خسته می شود در حرکتش رو به مقصد اختلال ایجاد می شود. این سختگیری در کوتاه مدت کارگشاست اما در طولانی مدت همیشه نتیجه ی عکس می دهد، همچون روغن بادام آن قطعه شعر مولوی که از قضا مسبب خشکی می شود.

مثلا سال ها تلاش کرده و به خود سخت گرفته ام که در مواجهه با رویدادهای ناخوشایند زندگی شجاع و صبور باشم، اما پس از این همه سال به جز چند موفقیت مقطعی کوچک هنوز که هنوزه کوچک ترین رویدادها خواب را از چشمان من می رباید. من با یک رویداد نه چندان قابل توجه، دچار بی خوابی و تشویش می شوم و این مسئله به خوبی نشان می دهد که این سختگیری ها عملا جواب نداده اند زیرا که اگر موثر واقع شده بودند، این نمی بایست که خروجی باشد.

علت اینکه سختگیری جواب نمی دهد این است که سختگیری فشار روانی زیادی را بر ما تحمیل کرده و اگرچه در لحظه ما را بر موقعیت مسلط نشان می دهد اما در شرایطِ «حاکم شدن غریزه پس از خاموش شدن اراده» آنچه که در ناخودآگاه ماست بالا زده و ما نیز رمق چندانی در عقب راندن و سرکوب دوباره ی آن نداریم و انرژی زیادی را نیز قبلا از دست داده ایم.

البته من به دنبال رفتنِ ۱۸۰ درجه ای به آن سوی این محور نبوده و بی خیالی افراطی را موعظه نمی کنم بلکه عرض من این است که مثل همه ی کارهای دیگر، راه راست همان راه تعادل است و نه افراط و تفریط. آدمی لازم است که بجای سختگیری در حق خود همچون یک مربی و آموزگار صبور و خطاپوش در حق خویش ظاهر شود که بیش از تنبیه به ابزار تشویق مسلط باشد. سختگیری در بهترین چیزها نیز آن ها را به بدترین چیزها مبدل می سازد.

۱۲۶۲۳

یک دیدگاه برای “سختگیری مخرب است (۱۰۶-۰۱۱)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *