دو زندانی (۱۹۲-۰۰۳)

در نمایشنامه ی دو زندانی، شاهد آن هستیم که دری مخفی در زندان یافت می شود، یکی از زندانیان تلاش می کند که به سمت در رفته و آن را بگشاید اما آن دیگری مانع وی می گردد. استدلال او این است که نکند درِ مزبور قفل بوده و تمامی رویاهای آن ها برای رهایی نقشِ بر آب گردد. 

بدین ترتیب او ترجیح می دهد که به مثابه یک محبوس در افسون یک درِ باز بماند تا اینکه بخواهد رنج در قفس ماندن دایمی را به جان بخرد. این داستانِ در ظاهر ساده بنوعی بیانگر وضعیت وجودی دو گروه عمده از مردمان است.

دسته ی اول انسان هایی هستند که از شجاعت شخصیتی برخوردار بوده و به قیمت به جان خریدن رنج زندانی ماندن حاضرند که تمامی راه های ممکن را امتحان کرده و نهایتا به جواب سوالات خود برسند. احتمالا فلاسفه و دانشمندان راستین را می توان در این دسته از آدمیان قرار داد. آن هایی که به دنبال فریفتن خود و یا دیگران نبوده و ترجیح می دهند که بی پرده و رک و راست با واقعیات مواجه گردند، چه این واقعیات تلخ باشند، چه شیرین.

اما دسته ی دوم قطعا در بر گیرنده ی انسان های متعصب به عقاید خود است. آن هایی که جسارت مواجهه با ناراستی عقاید خود را نداشته و از رویارویی با صحنه ی به بوته ی آزمایش گذاشته شدن معتقدات خود می هراسند. آن ها ترجیح می دهند که در افسون یک عقیده باقی مانده و از بار سنگین آزمون آن شانه خالی کنند.

شاید این مسئله بنوعی در یک ساز و کار دفاعی روان ریشه داشته باشد اما صرف نظر از دلایل احتمالی آن، به نظر می رسد که عمده ی آدمیان با آن درگیر باشند. عمده ی انسان ها برای نجات از بلاتکلیفی ذهنی – روانی خود جواب هایی، امیدهایی، فکریاتی، نظریاتی، معتقداتی نیآزموده سر هم بندی کرده و سپس در زیر سایه ی آن پا دراز کرده و می آسایند. فشار روانی حاصله از باطل گشتن این پندارها آنچنان سترگ است که ایشان ترجیح می دهند بجای اصلاح پندارهای خود، چشم خویش را بر هر نمونه ی ناقضی بسته و در یک آرامش خیالی روزگار به سر کنند.

علت تعصبات فکری بشر ریشه در همین تنبلی فکری دارد. به گمان من در این نمایش ساده، انسان واقعی همان زندانی نخست است. او شجاعت کافی برای پذیرش این مسئله را داراست که محبوس و اسیر است و حال برای پایان دادن به آن حاضر است که دست به کار شود، اما زندانی دوم تمثیلی از انسانیت پوچ و مسخ شده است که متاسفانه فریب خویش را به آزادی واقعی ترجیح می دهد.

5 دیدگاه برای “دو زندانی (۱۹۲-۰۰۳)

  1. توصیف زیبای شما در رابطه با دو زندانی این تصویر را برای من مجسم کرد:
    زندانی نخست که آن در مزبور مانعی بر سر راهش تلقی می شود،و این مانع را عامل جاذبه و ترغیب وی برای رهیافت به نادانسته هایش می یابد و توصیف به جایی از او کردید.
    زندانی دوم هم که معلوم الحال است و ترجیح می دهد در حبس خود و با احتیاط(بلاهت متعصبانه) هر چه تمام تر ادامه ی تنفس دهد.ما را نیز با او کاری نیست!

  2. ذهنی که دنبال قطعیت بخشیدن به پدیده ها توی دنیایی که همه چیز توی عدم قطعیت هست، چیزی جز پوچی نصیب ما نمیکنه

  3. عالی بود…نمایشنامه های ابزورد،از عمق زیادی برخوردارن.نمادین و مفهمومی.حسن این مایشنامه ها اینه که موقعیت،توصیف و فضارو خلق میکنه بالعکس رمانها و نمایشنامه های کلاسیک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.