برداشت ها (۱۰۲-۰۱۱)

احساس، ادراک، شناخت؛ و این شناخت نهایتا برداشت ما از جهان است. اگر جهان بینی فردی ما مبتنی بر عقل و تجربه باشد، آنگاه لازم است که در راستای فرگشتن آن، تمامیت آن را مورد مداقه قرار داده و بنوعی به چالش بکشیم. به چالش کشیدن برداشت هایمان از جهان لازمه ی تحقق یک زیست سعادتمندانه است.

بعنوان مثال کسی ممکن است که یک خرمالوی آلوده خورده و مسموم شود و از سر این مسمومیت بطور همیشگی از خرمالو بیزار شود. این تجربه اگرچه علت های راستینی در پیرامون خود دارد، اما نبایستی که به برداشت همیشگی وی از آن جنبه ی جهان منتهی شود. چنین فردی اگر به دنبال تحقق یک زندگی سازگار و سالم است، لازم است که بشکل همیشگی برداشت های خود از جهان را به چالش بکشد.

برداشت های ما تنها یک تعداد فریم محدود از جهان هستند و نمی توان تمامی جهان را در آن ها جا داد. ما لازم است که جهان را بشکل همیشگی دوباره و سه باره و چندباره مورد آزمون قرار دهیم و این همان توانایی ما در به چالش کشیدن برداشت هایمان از جهان است. برداشت های ما اهمیت شگرفی داشته و حقیقت (و حتی واقعیت) جهان را برای ما می سازند، پس لازم است که این برداشت ها اصیل باشند. اما برداشت اصیل چگونه برداشتی است؟

با عنایت به این مسئله که جهان یک دیگ تحول دایمی است، برداشت اصیل از چنین فضایی یعنی توانایی ما در به چالش کشیدن برداشت هایمان بطور دایمی. مادامیکه ما شجاعت به چالش کشیدن فکریه ها، فرضیه ها، نگرگاه ها و در یک کلام رویه های جهان بینانه ی خود را داشته باشیم، آنگاه می توان ادعا کرد که ما به یک برداشت اصیل از جهان مسلط شده ایم و خروجی چنین سبکی از زندگی «سعادت و خوشبختی» است.

{عقل و تجربه مفاهیمی صُلب و جامد نبوده و ضمن حفظ کلیاتشان دایما تحولاتی درونی و بیرونی را از سر می گذرانند و این تحولات لازم است که خود را در برداشت های ما از جهان متجلی کنند.}

۱۲۶۱۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.