ماشین زمان و سفر به گذشته (۰۹۲-۰۱۱)

در یک نظرسنجی از کاربران شبکه ی جهانی متخصصین پرسش کردم که اگر ماشین زمانی وجود داشته باشد که بتواند شما را به تاریخی در زندگی گذشته تان ببرد، دسته ی آن را بر چه تاریخی می چرخانید و چرا؟ مشارکت کاربران در این نظرسنجی فوق العاده بود و پاسخ ها نیز از جذابیت ویژه ای برخوردار بودند. در اینجا قصد دارم که جمع بندی خود را از پاسخ های پرشمار نظرسنجی عرضه کنم.

پاسخ ها در دو دسته ی کلی قابل بررسی بودند. دسته ی نخست که اکثریت قاطبه ی پاسخ دهندگان در آن قرار می گرفتند، آنانی بودند که تمایل داشته به گذشته باز گردند و جلوی یک اشتباه خود را بگیرند و دسته ی دوم که تعداد کمتری از شرکت کنندگان در نظرسنجی را در بر می گرفت، آنانی بودند که تمایل داشتند تا به گذشته بازگشته و اتفاقی را در آن زمان دوباره تجربه کنند.

دسته ی نخست خودش به سه زیرمجموعه تقسیم می شد: یک) آنانی که گمان می کردند در انتخاب رشته ی تحصیلی خود اشتباه کرده و لازم است که برگشته و آن را اصلاح کنند. دو) آنانی که گمان می کردند در ازدواج و یا روابط رمانتیک خود مرتکب خطا شده و لازم است که از وقوع آن در گذشته جلوگیری کنند و سه) آنانی که در کسب و کار خود دچار تصمیماتی اشتباه شده بودند.

دسته ی دوم نیز دربرگیرنده ی گروه هایی بود که مایل بودند به گذشته بازگردند تا عزیزان از دست رفته ی خود را (بویژه مادر) از نو ملاقات کرده و قدرشان را بیشتر بدانند. این نظرسنجی به ما نشان می دهد که همه ی ما کم و بیش از حسرت هایی در زندگی خود رنج برده و از این رو مایل هستیم که به گذشته بازگشته و آن ها را سر و سامان دهیم.

البته این صرفا یک آزمایش خیالی (فکری) است و انسان لازم است بداند که هرگونه زندگی (ولو با آن اصلاحات مطلوب) باز حسرت هایی در دل خود به همراه خواهد داشت. از این رو انسان لازم است که چیزهایی را در این باره بداند که قصد دارم در اینجا خلاصه وار بدآن ها اشاره کنم.

مثلا کسی گفته بود که به ۱۶ سالگی بازگشته و خود را وقف ریاضیات می کنم و یا مثلا به سال های دبیرستان برای انتخاب رشته ی ادبیات. بفرض اینکه من این سوال را در سال ۱۴۱۸ می پرسیدم (بجای امسال که در سال ۱۳۹۸ هستیم)، دوستان فوق احتمالا همین پاسخ ها را به این پرسش ها می دادند. اما هم اکنون سال ۹۸ است، پس گویا که من با پرسشم به این دوستان ۲۰ سال زمان اضافی داده ام که بخواهند رویاهای خود را دنبال کنند.

نفس این پرسش خودش یعنی ماشین زمان. یعنی اینکه می توان هر زمانی این پرسش را از خود کرد، پس با علم به این قضیه که ۲۰ سال بعد هم می توان همین پرسش را تکرار نمود، گویا که در همین حالا ۲۰ سال به ما زمان اعطا شده است. لازم است که به دنبال رویاهای خود بوده و از مسیرهای گوناگون آن ها را دنبال کرد.

مثلا اگر کسی این رویا را داشته که خود را وقف علم کند اما از قضا در دانشگاه مطلوب خود پذیرفته نشده است، وی لازم است بداند که دانشگاه تنها یک راه از بیشمار راه موجود برای تحقق این هدف است. او هم اکنون می تواند که علم اندوزی را چونان یک پروژه ی کار دل برای خود تعریف کرده و برای تحقق آن گام های آهسته و پیوسته ای بردارد تا در ظرف زمانی پیش رویش از راهی متفاوت به مقصدی واحد برسد.

فراموش نکنیم که دانشگاه و مدارک آن اصالتی ندارد، آنچه که اصالت دارد دانش و دانش اندوزی است. برگه ی ازدواج اصالتی ندارد، آنچه که اصالت دارد، نفس عشق و زندگی است. پول اختراع ما بوده و اصالتی ندارد، اصالت از آنِ دارندگی ارزش های انسانی است. چرا بخواهیم از بابت آنچه که نااصیل است، چیزهای اصیل را از کف دهیم.

این مترها و سنجه ها و شاقول های من درآوردی را دور ریخته و مستقیما به اصالت ها وصل شویم. هدف فقط و فقط تبدیل جهان به جایی بهتر از مسیر انسانیت است. خوب باشیم که هدفی والاتر از خوبی انسانی متصور نیست. پس از همین حالا دنبالش کنیم.

۱۲۶۰۹ – ۱۲۶۰۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *