سه غلط (۰۸۶-۰۱۱)

یک سِری غلط نگارشی موذی در نوشته های قشر تحصیل کرده ی ما به وفور دیده می شود که در این نوشتار قصد دارم به سه مورد از آن ها اشاره کنم.

یک) استفاده از فعل «هست» بجای فعل «است»: فعل هست در اصل بمعنای هستی داشتن و موجود بودن است و این معنا بشکل ظریفی از معنای فعل «است» که چونان یک کاپولای منطقی برای تصدیقِ حمل کیفیتی (محمولی) بر موضوعی (فاعلی) استفاده می شود، توفیر دارد. ما لازم است که بگوئیم «گل خوشبو است»، نه «گل خوشبو هست». اما در جای دیگری شایسته است که بگوئیم «گلی در باغچه هست». متاسفانه استفاده ی ناصحیح هست بجای است در گفتگوهای عامیانه ی امروزی (بین افراد تحصیل کرده) بیداد می کند.

دو) «می باشد» یک شبه فعل ساخته شده ی غلط است. البته عده ای ادعایی خلاف این مسئله را داشته و پای خود را در یک کفش کرده و بیان می دارند که «می باشد غلط نمی باشد»! اما این یک لجاجت غیرحرفه ای بیشتر نیست. پیشوند «می» که در حالت مضارع اخباری افعل فارسی می آید، عملا لازم است که پیش از ترکیب «بن مضارع فعل + شناسه ی فاعل» فعل مزبور باشد که در اینجا این بُن «باش» خواهد بود که ناصحیح است زیرا که نمی تواند تغییرات مقتضی فعلی را از سر بگذراند. مثلا ما نمی توانیم بگوئیم «بِباش» در مقام امر به بودن و یا «باشیدن» چونان یک مصدر بجای فعل بودن و یا حتی «باشش». از این رو بجای می باشد لازم است که بگوئیم «است».

سه) در نثر فارسی امروزی (نه اشعار متعلق به ۸۰۰ سال قبل) فعل «می گردد» به معنای «می چرخد» است و نبایستی که به معنای «می شود» به کار رود. شاعر در صحن و سرای ادبیات با جواز شاعری (Poetic License) می تواند شیطنت هایی بکند و این قبیل اقدامات بدآن معنا نیست که فرد تحصیل کرده ی امروزی بجای «می شود» بنویسد «می گردد»؛ که البته در نثر از منظر زیبایی شناختی نیز در مرتبت پایین تری است…

۱۲۶۰۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *