فریب رویاها (۰۸۰-۰۱۱)

همه ی ما در زندگی رویاهایی برای محقق ساختن داریم. این رویاها شرایطی را فراهم می کنند که بخواهیم انگیزه مندانه به سمت و سویشان حرکت کرده و در این میان چیزهای زیادی را تجربه نموده و سرآخر نیز چیزی شویم. اما بعضا همین رویاها سبب ساز می شوند که آدمی به چیز زیادی در زندگی نایل نیاید.

کسی را می شناسم که رویای سوپراستار شدن را در سر می پروراند و سال های سال برای این مهم زحمت کشید اما نتیجه اصلا مطلوب وی نبود. در آن دوره ها غصه ی اصلی او این بود که چرا سوپراستار نشده است و حالا پس از گذر یک عمر، غصه ی بزرگ تر وی این است که هیچ چیز دیگر هم نشده است.

دوستی داشتم که رویای دانشمند شدن در سر داشت. او علیرغم تلاشش یک دانشمند فیزیولوژیست نشد، اما حداقل یک طبیب متخصص ساده شد. در مورد دومی او حداقل چیزی شد که بخواهد از بابتش اندکی به خود اعتماد پیدا کند، اما در مورد اول اینگونه نبود و در اینجا این قِسم از رویاها مورد نظر من است. مواردی که در آن ها ما از بابت رویای خود پاسوز می شویم و این یعنی اینکه نه تنها به رویای خود نمی رسیم، بلکه به هیچ چیز دیگری نیز نمی رسیم و این همان معامله ی باخت زندگی است.

این خیلی بد است که برخی از رویاهای ما همچون پروانه هایی گمراه کننده هستند. آن ها ظاهر خوشایندی دارند و ما را مسحور خود ساخته و به دنبال خود می کشند. ما خوش و خرم به دنبال آن ها رفته و پای خود را بر سر فرصت های گوناگون گذاشته و باسرعت رد می شویم و سرآخر یکه و تنها خود را در سرزمینی تاریک و هراس انگیز می یابیم.

این پروانه ها نیز در آن سرزمین تاریک به یکباره گم شده و ما در آنجا با اهریمنان بزرگی مواجه می شویم و این تمثیلی برای درک زندگی آنانی است که از سر یک رویا به هیچ رویای دیگری نیز نایل نمی آیند و همچون بازندگان به خط پایان می رسند.

۱۲۵۹۵

2 دیدگاه برای “فریب رویاها (۰۸۰-۰۱۱)

  1. این پست مصداق واضحی از زندگی من بود. من دنبال رویاهام بود اما فک نمی کردم آدمایی هستن که نیمه راه بهت به شکل ابزار نگاه می کنند تو را در یک سری رویاها غرق می کنند در جهت اهداف خودشون. یهو بر میگردی می بینی تمام بهترین سالهای زندگیت رو باختی و تو فقط یه طعمه بودی. الان در اوج شهرتم اما متاسفانه این اون چیزی نبود که تو ذهن من بود. من چیزای زیادی رو از دست دادم تا امروز این باشم و وقتی امروز این شدم و خیلیا واسم جیغ و هورا کشیدن برگشتم به عقب و دیدم این اون چیزی نبود که من به خاطرش چندین سال از بهترین سالای جوونی ام را دادم. چقد امروز این پست تو لینک دین منو تحت تاثیر قرار داد به نظرم با همین پست میشه یه انمیشن کوتاه ساخت که برنده اسکار بشه. دی داد عزیز متن قشنگی بود. سعی می کنم باقی متن های قشنگت رو هم سر فرصت بخونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *