دردها (۱۸۵-۰۰۳)

اکثر آنانی را که دیگران ظالم قلمداد می کنند، انسان هایی آسیب دیده هستند. عمده ی آن هایی که روزی روزگاری در زندگی خود بعلت دست کوبنده ی روزگار قربانی ظلم ها واقع شده و آسیب دیده اند، احتمالا همین راه آسیب رسانی را پیش گرفته و به دنبال قربانیان دیگری خواهند گشت.

البته نیک می دانیم که همیشه در هر مسئله ای نمونه هایی استثناء یافت می شوند یعنی آن هایی که آسیب ندیده و آسیب گر می شوند یا آن هایی که آسیب دیده و آسیب ستیز می شوند. این نمونه های استثناء نفی قاعده ی کلی نکرده و چونان موارد off-trend (پرت و حاشیه ای) قلمداد خواهند شد.

پریروز جوانکی را دیدم که در دریاچه ی مصنوعی تهران به سمت مرغان دریایی و ماهیان برکه سنگ پرتاب می کرد. با عظمی راسخ تکه های بزرگ سنگ را خُرد کرده و ضمن شرطبندی با دوستان خود، آن ها را به سمت موجودات بی دفاع شلیک کرده و از سر این آزارهای خود، خوشحال می شد. او حاضر بود حتی ریسک دستگیری را به جان بخرد اما در مقابل دیگران چونان انسانی شجاع قلمداد شود، انسانی که آماده است با آسیب رساندن به موجودات ضعیف تر از خود، قدرت نداشته ی خویش را به رخ دیگران کشد.

البته که او از تحلیل های روانکاوانه ی متخصصین بی خبر است و تمام آنچه را که می کند بشکل ناخودآگاهی به انجام رسانده و کمترین بصیرتی نسبت به چرایی آن ها ندارد. چرا یک فرد می بایست به موجودات زیبایی که کمترین تهدیدی برای او قلمداد نمی شوند، آسیب بزند؟! چرا یک انسان تا بدین حد مصمم و جدی پروژه ی کشتن موجودات دیگر را برای خود تعریف می کند؟! گویا فقط یک انسان آسیب دیده!

احتمالا زمانی بدون اینکه خطری برای کسی داشته باشد صرفا به جرم کوچک تر بودن و آسیب پذیر بودن، آزار دیده است. گویا آن کس که به هر دلیلِ بی دلیلی صرفا به جرم ضعیف تر بودن مورد کم لطفی قرار می گیرد، حال یاد گرفته که اینطور هر چیزی ضعیف تر از خود را مورد الطاف آنچنانی خود قرار داده و سبک شود.

کانت گفته است که خشونت علیه انسان ها از خشونت علیه حیوانات می آغازد و به زعم من این آغازش ها حقیقتا نگران کننده اند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *