جبران خسارت ها (۰۶۹-۰۱۱)

کسی از اطرافیان یک جفت کفش گران قیمت از خارج از کشور خریده بود اما در خرید خود دقت نکرده و کفش بطور واضحی یکی، دو شماره از پایش کوچکتر بود. در ابتدا او بمجرد آگاه شدن از این رویداد، شروع کرد به انکار این مسئله و اینکه مثلا این کفش را می توان با جوراب نازک (و یا حتی بدون جوراب!) صبح ها براحتی به پا کرد زیرا که صبح ها پای آدم کوچکتر است!

بعد از اینکه این تکنیک انکار جواب نداد و او به نیکی دانست که این کفش برای پایش کوچک است ادعا کرد که چرم اصل به مرور زمان جا باز کرده و خودش را هم قالب پای من می کند؛ دقیقا همانند چرم تن گاو که با افزایش جثه ی گاو کِش می آید.

این مسئله هم در میان مدت کمک چندانی به او نکرد و وی به اقداماتی همچون گذاشتن یک سری تجهیز فنری در کفش مبادرت ورزید و من خود شخصا شاهد بودم که چرم کفش اندکی آسیب دیده و پاهایش نیز از چند جا تاول بزند.

خلاصه او همچنان در حال پیدا کردن راهکاری برای بزرگ تر کردن کفش مزبور است اما دیگر در حال رسیدن به این نتیجه است که آن را بفروشد! من در همان ابتدا به او توصیه کردم که کفش را به کس دیگری هدیه کند. این بهترین رویکردی است که می توان اتخاد نمود. با هدیه کردن این کفش و پوشیده شدنش بتوسط یکی از عزیزانمان، حلاوت و شیرینی بیشتری نصیب ما خواهد شد (در مقایسه با زمانیکه خودمان کفش را بپوشیم).

او اگر در همان اول کار به سخن من گوش فرا داده بود، دیگر کفش مزبور را نیز نمی دید و خیلی زودتر آن را فراموش می کرد. اما با نگه داشتن آن کفش، او هر روز از این مسئله می رنجید که چرا در خرید خود به اندازه ی کافی دقت نکرده است.

گاهی اوقات تلاش ما برای جبران خسارت ها ما را به جایی می رساند که از چند جهت دیگرِ جسمانی – روانی نیز خسارت ببینیم. نتیجه گیری من اینکه فراموش کردن بعضی از خسارت ها (بجای تلاش بیهوده در جهت جبران آن ها) روش بهتری در نیل به آرامش وجودی ما خواهد بود.

۱۲۵۸۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *