زوج (۰۶۸-۰۱۱)

کاملا ناخواسته در جریان جدل های یک زوج نسبتا جوان (یک آقا و یک خانم) قرار گرفتم. بگومگوهای ایشان اگرچه در ظاهر با آرامش نسبی انجام می شد اما هر یک از طرفین، دیگری را به بدترین شکل ممکن بصورت کلامی تحقیر می کرد. زبان آدمی ماهیچه ی چندان قدرتمندی نداشته و استخوان هم ندارد اما به موقعش این توان را دارد که از هر شمشیر دیگری بُرَنده تر شود.

در اینجا قصد ندارم که به محتوی این سخنان اشاره کنم اما اشاره به دو مورد از آن ها برای نیل به نتیجه گیری نهایی خالی از لطف نیست:

خانم به آقا) من میدونم که تو جنم و جربزه ی دعوا نداری، پس چرا شخصیت نمایشی و توخالیت رو تو خیابون مهار نکردی تا اینطوری همه فحش نخوریم؟!

آقا به خانم) آره! راست میگی. نباید به یارو چیزی می گفتم. آخه با این قیافه ی تو، کی به تو نگاه میکنه؟! میمون از تو خوشگل تره.

و همچنین صحبت های تحقیرآمیز بسیار بدتری از این دو مورد.

اینکه می گوئیم «جدل» ذاتی روابط انسانی است، قطعا به شرطها و شروطها. جدل ذاتی روابط انسانی است بشرطیکه از دایره ی ادب و احترام خارج نشویم و کاملا منطقی و اخلاق مدارانه جدل کنیم. من نمی توانم باور کنم که دو نفر که یار زندگی هم بوده و بچه ای را نیز به این جمع دعوت کرده اند، اینگونه با هم تا کنند و سپس دوباره زیر یک سقف قرار بگیرند. خشونت کلامی می تواند از بدترین مصادیق خشونت تلقی شود زیرا که از بین بَرَنده ی عزت نفس و نهایتا اعتماد بنفس فرد مفعول خشونت است.

سرآخر هم پس از این جدل ها دیدم که این زوج به همراه فرزندشان سه نفری دست در دست هم و با لبخندی تصنعی پا به رستورانی در همان حوالی گذاشتند. از روبرو دربان رستوران در را برای آن ها باز می کرد و من هم از پشت سر می دیدم که چگونه انسان ها بدون صدا می شکنند.

۱۲۵۸۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *