صداقت با خویشتن (۱۸۲-۰۰۳)

یکی از مهمترین المان های سلامت روان صداقت با خویشتن است. صداقتی که در گرو پذیرش نه تنها حقایق زندگی مان بلکه منوط به پذیرفتن احساسات لحظه ای مان است. احساساتی واقع و به دور از هر گونه دست کاری های ارادی آن ها. این یعنی چه؟!

قاعدتا برای همه ی ما پیش آمده است که جریانات دنیای بیرون علت فواره های احساسی در وجودمان گردند. در آن احوال ما آدمیان بشکل هایی متفاوت عمل می کنیم، مثلا بعلت بوجود آمدن این هیجان های عمدتا منفی خود را مقصر می دانیم و بر خود لعن و نفرین می فرستیم و یا اینکه نسبت به حضور چنین احساساتی در ضمیر خود، رویکرد انفعالی داشته و در برابرشان خود را علیل و ذلیل ارزیابی کرده و کاری نمی کنیم.

گاهی نیز پیش می آید که تحت القای شبه آموزه های روانشناسی مثبت اندیش و عامه پسند (علیرغم میل باطنی مان) سعی می کنیم نسبت به آن ها ابراز عشق نموده و قورباغه مان را قورت دهیم!

من در اینجا قصد ندارم که نسخه ای برای مداوای این هیجانات منفی و یا پرورش هیجانات مثبت ارایه دهم. عرض من در این مجال اتخاذ رویکردی خردمحورانه و صادقانه در مواجهه با این دست هیجانات است. می بایست با خود صادق بود و این یعنی اینکه گام اول در راستای داشتن پاسخی مناسب نسبت به آن ها تمکین کردن به حال لحظه ای مان است.

بدین معنا که اگر در مواجهه با یک اتفاق تلخ دلمان می خواهد به زمین و زمان بد و بیراه گفته و مخ دشمنانمان را بترکانیم، به حضور این احساس در وجودمان بشکل صادقانه در حضور خویش اعتراف نمائیم و این مطمئنا راهی است برای پرورش EQ…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *