دو استراتژی (۰۶۵-۰۱۱)

در برخی روابط عاطفی (بین دو یار و یا دو دوست) ممکن است که یکی از طرفین (واقعا یا بزعم خود) به خطایی ارتکاب ورزیده و از سر وجدان بیدارش دچار عذاب وجدان و حس گناه شده باشد. اگر فرد مزبور کسی نباشد که از بابت مهارت های کلامی و بینافردی اش قادر باشد که مسئله را با طرف مقابل خود باز کرده و از سر این گفتگو آن را بشکل سازگار و صحیحی حل و فصل نماید، آنگاه ممکن است که بشکل ناخودآگاه (و شاید هم خودآگاه) به یکی از دو استراتژی زیر متوسل شود.

استراتژی نخست) او شروع می کند به ابراز محبت های راه و بیراه به یار و یا دوست خود. او از خود فداکاری های بی سابقه نشان می دهد و یا تلاش می کند که در رابطه همچون فرد بسیار بسیار خوبی ظاهر شود با این امید که اگر روزی طرف مقابلش پی به خطا و خیانتش بُرد، از بابت تمام این خوبی ها چشم بر مسئله بسته و چیزی به روی خود نیاورد.

استراتژی دوم) در این استراتژی فرد خاطی احتمالا شروع کند به بی محلی کردن و حتی بد تا کردن با طرف مقابل خود با این نیت که به او بفهماند چندان برای وی مهم نیست. هدف غایی این استراتژی این است که اگر روزی طرف مقابل پی به خطای او بُرد، از بابت ابراز محبت اش و یا تلاشش برای بهتر کردن رابطه، چشمش را بر خطای او ببندد و عملا این چشم پوشی چونان باجی برای بهبود رابطه پرداخته و نقد شود.

این دو استراتژی اگرچه کاملا از هم متفاوت و حتی متضاد بنظر می رسند اما دو روی یک سکه بوده و آن سکه نیز عدم برخورداری از مهارت های بینافردی و تحلیل رفتار متقابل است. همه ی ما لازم است که دیر یا زود به این مهارت نایل آییم که راجع به دغدغه های خود با فرد مقابلمان صحبت کرده و بجای تمسک جُستن به کارهای مرموزانه و ناشفاف، در کمال آرامش گفتگو کرده و رهاسازی کنیم.

۱۲۵۷۹

یک دیدگاه برای “دو استراتژی (۰۶۵-۰۱۱)

  1. پسندیدم.
    و یک پرسش به ذهنم آمد. برای کسی که به قول شما ناتوان از گفتگو یکی از رویه های این سکه را بازی میکند (خودآگاه یا ناخودآگاه)، آن کدام عامل است که در نهایت به اتخاذ این یا آن راه می انجامد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *