زیبایی شناسی توتولوژیایی (۰۶۴-۰۱۱)

یکی از منتقدین پیگیر آثارم، کارهای ادبی بنده را مورد نقد قرار داده و ایراد داشته اند که این کارها چیزی به مخاطب نمی افزایند. بعبارتی بر این باور بوده که این کارها دچار نوعی همانگویی هستند و عملا نهایتا آن چیزی را نتیجه می گیرند که در ابتدا بعنوان مقدمه عنوان کرده اند. از این رو در نظر ایشان کار من دچار یک تسلسل بی فایده بوده، در همانجایی به پایان می رسد که از آن شروع کرده و این دور و حلقه ی پوچ خروجی ملموسی جز غمناکی، تاریکی و سردی ندارد.

صرفنظر از قسمت پایانی این انتقاد که اعتقاد چندانی به آن ندارم، در اینجا می خواهم نشان دهم که همانگویی (اِبرازات این-همان یا توتولوژیک) می تواند بسیار بسیار به زیبایی یک متن ادبی بیافزاید. گزاره های منطقی – ریاضیاتی تماما گزاره هایی همانگویانه و یا توتولوژیک هستند. آن ها اطلاعاتی در رابطه با جهان خارج از خودشان به ما نمی دهند.

وقتی در جبر به مطالعه ی اتحادها می پردازیم، محض مثال اتحاد اول، آن چیزی در رابطه با جهان به ما نمی گوید. این اتحاد معادله ای است که دو طرف آن با هم یکی هستند و فقط بطرق متفاوتی (با زیبایی تمام) آرایش یافته اند. در یک مثال ساده تر، بجای عدد ۱۰ می توانیم بنویسیم که ۴ + ۳ + ۲ + ۱٫

البته کلی چیز دیگر نیز می توانیم بنویسیم، اما بگمان من باز کردن عدد ۱۰ چونان یک تجمیع سری بر زیبایی آن می افزاید، زیرا که مثلا در گشایش فوق مواردی همچون ترتیب اعداد از کوچک به بزرگ (طبق رشته ی اعداد طبیعی)، عمل تجمیع و کلی نظم آشکار دیگر؛ این ها همه بنحو آشکاری بر زیبایی مسئله می افزایند. این یک زیبایی شناسی توتولوژیایی است که من در برخی از کارهای ادبی خود دنبال می کنم.

هنر یعنی زیبایی. هنر لازم نیست که حتما پیامی به مخاطب بدهد، بلکه فقط از بابت زیبایی اش ارزشمند است. یک آناتومیست و کالبدشناس بر این باور بود که آدم تشریح شده بر میز تشریح، آدم زیباتری است. اما همگان این زیبایی را نمی فمند، بلکه شاید از آن بترسند و فرار کنند. من نیز تشریحگر ایده ها هستم تا آن ها را زیبا کرده و در چشم آورم، اما عده ای همچون این منتقد، آن را نفهمیده، از آن ترسیده و فرار می کنند.

۱۲۵۷۸ 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *