عمل در پاسخ به فکر (۰۶۳-۰۱۱)

با توجه به اساس کوانتومی مجموعه ی ذهن – روان آدمی و اینکه انسان تسلط چندانی بر محتوی فکر خود ندارد، پیش می آید که افکاری بر ما مسلط شوند که برای ما چندان خوشایند نباشند. این درجه ی ناخوشایندی ارتباط مستقیمی با وخامت اوضاع روانی فرد داشته و هرچقدر سلامت روانی شخص تزلزل بیشتری یافته باشد، به همان میزان هجمه های این چنینی سهمگین تر خواهند بود.

در این موارد خیلی پیش می آید که فردِ مورد تهاجم بخواهد که با لشگری از افکار ارادی به جنگ این افکار غیرارادی رفته و آن ها را از صحن و سرای ذهن و روان خود دور کند. اما این قبیل مبارزه ها همواره محکوم به شکست هستند زیرا که افکار ارادی بنا بر طبیعتِ انرژی سوزانه شان قدرت چندانی در مقابل افکار غریزی نخواهند داشت؛ افکاری که به یکباره از غیب بر ما مستولی شده و چونان لشگری پرتعداد از قطرات بارانی سیل آسا در مقابل چتر سوراخ سوراخ اراده ی ما تلقی می شوند.

با عنایت به این مسئله مبارزه با افکار بتوسط افکار ممکن نیست، اما این مبارزه از طریق اَعمال ما کاری کاملا شدنی است. بعنوان مثال اگر کسی در صبح هنگام دچار این هجمه ی فکری شد که فرد تنبل و بی خاصیتی است، شروع نکند که بشکل کلامی به خود اثبات کند که «نه! بلکه برعکس، فردی کوشاست!» بلکه در عوض بلافاصله بلنده شده و با مرتب کردن بستر، کاملا شاداب برخاسته و با یک صبحانه ی کامل (ضمن خرید نان تازه) به خود در عمل ثابت کند که آن فکر خطا بوده است.

در اینجا جریان فکر ما چاره ای جز بتعیت از رفتار بیرونی ما نداشته و اگر این اقدام در بازه های زمانی مشخص به درازا بیانجامد آنگاه این احتمال وجود دارد که هجمه های بی دلیل فکری با محتوایی رقم بخورند که با واقعیت ما سازگارتر باشند (اینکه ما فردی ساعی هستیم). پس هر زمان در تله افتاده و مورد هجوم افکار ناخوشایند قرار گرفتید، با بال های عمل خود را برهانید و نه با خزش خیالات خالی.

۱۲۵۷۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *